<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>توکا🌱</title>
	<link>https://tookabano25.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://tookabano25.blogix.ir/rss" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>در جستجوی زندگی و آرامش</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Thu, 27 Aug 2026 01:27:56 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>ادمی بنده ی عادت های خوبه !</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/255</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/255</guid>
		<pubDate>Thu, 27 Aug 2026 00:35:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مثلا امشب با خودم عهد بستم که دختر عادت های خوبت رو رها نکن لطفاً و لطفاًتر ! 
روتین پوستی ، مسواک زدن مداوم ! ( اینو ترک نمیکردم ولی ی تایمی انجام نمیشه ) و کتاب،کتابهای عزیزم مونده هنوز …
من از اون دسته آدمها نیستم که کتاب قرض بگیرم یا کتاب قرض بدم ، اصولا کتاب تهیه میکنم و میخونم حداقل نخونمش کتا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مثلا امشب با خودم عهد بستم که دختر عادت های خوبت رو رها نکن لطفاً و لطفاًتر ! </p><p>روتین پوستی ، مسواک زدن مداوم ! ( اینو ترک نمیکردم ولی ی تایمی انجام نمیشه ) و کتاب،کتابهای عزیزم مونده هنوز …</p><p>من از اون دسته آدمها نیستم که کتاب قرض بگیرم یا کتاب قرض بدم ، اصولا کتاب تهیه میکنم و میخونم حداقل نخونمش کتابخونم همیشه کتاب برای خوندن داره 😌!</p><p>مدیر کارگاه تو روزهایی که حالم بد بود ازم خواست از کتابهای کتابخونه ی اوشون!کتاب قرض بگیرم و حداقل شبی ۵ صفحه بخونم و پا روی اهمال کاریم بذارم ، یماه اول همه چی بهتر پیش رفت الان نکه بد باشه ولی پیش میاد میزنم زیر قانون نانوشته ام …</p><p>امروز با خودم عهد بستم که تا اخر هفته کتاب رو بخونم و تحویل بدم و این کتاب بره تو لیست خرید کتابهام ! من دوست دارم هر کتابی رو چندین بار بخونم …</p><p> </p><p>خلاصه دارم خودمو مجبور میکنم برم ی وری که نشم دری وری😁! نفهمیدی چی شدم مشکلی نیست …</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/255/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>پستچی !کو استیکر اقای پستچی ؟!🤔</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/254</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/254</guid>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 12:45:18 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[خیلی وقت بود پستچی در خونمون رو نزده بود !
پستچی سفارشات رو آورد …
یکی از کتاب ها حکایت دولت و فرزانگی بود ترجمه گیتی خوشدل ،کتابی که هی پشت گوش مینداختم خریدش رو !
دوتا کتاب و کاتر و خودکار برای ما بود باقی برای بچه ها !
از خریدهام راضی بودم 😉! ایران کتاب خرید رضایت بخشی رو رقم زد ولی خب انتظار سلی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی وقت بود پستچی در خونمون رو نزده بود !</p><p>پستچی سفارشات رو آورد …</p><p>یکی از کتاب ها حکایت دولت و فرزانگی بود ترجمه گیتی خوشدل ،کتابی که هی پشت گوش مینداختم خریدش رو !</p><p>دوتا کتاب و کاتر و خودکار برای ما بود باقی برای بچه ها !</p><p>از خریدهام راضی بودم 😉! ایران کتاب خرید رضایت بخشی رو رقم زد ولی خب انتظار سلیقه بیشتری داشتم 😌</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/254/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>16</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>کوتاه و مختصر ! :/</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/253</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/253</guid>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 11:23:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از حوالی ساعت ۵/۵صبح ساعتم هی دلینگ دلینگ زنگ میخورد ! ولی واقعاً توانایی بیدار شدن نداشتم ، ساعت ۹ برق میرفت با خودم کنار اومده بودم که ۶/۵ برم باشگاه که تا اون تایم تموم بشم :/
هیچی تا خواستم دل بکنم از جا،ساعت ۹برق رفت !
امروز خونه ام هنوز هم آنچنان کاری نکردم ولی باید بلند شم و یسری کارها رو انج...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از حوالی ساعت ۵/۵صبح ساعتم هی دلینگ دلینگ زنگ میخورد ! ولی واقعاً توانایی بیدار شدن نداشتم ، ساعت ۹ برق میرفت با خودم کنار اومده بودم که ۶/۵ برم باشگاه که تا اون تایم تموم بشم :/</p><p>هیچی تا خواستم دل بکنم از جا،ساعت ۹برق رفت !</p><p>امروز خونه ام هنوز هم آنچنان کاری نکردم ولی باید بلند شم و یسری کارها رو انجام بدم ، ورزش و پیاده روی ام امروز میذارم توی برنامه هام !</p><p>تو فکر اینم امروز پشت چرخ خیاطی بشینم ! </p><p>اتاقمو تمیز کنم ، یسری لباس هایی که دیگه نیازم نمیشه بدم بره …</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/253/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>سعــــــی دارم که خوب باشم</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/252</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/252</guid>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2026 13:26:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دیگه حرفم نمیاد ، فک نکنم دیگه کسی ام تمایلی به روزمرگی های من داشته باشه (حالا از قبل هم نمینوشتم که کسی بخونتم ولی خوشحال بودم این وبلاگ ادمهای زیادی بهم داده ، بودنتون برکت وبلاگمه 💖 واقعاً) 
مثلا دوست مکاتبه ای که این وبلاگ بهم داده گلیست از اون گلها ! خودش نمیدونه شایدم خودمم نخواستم بگم ولی قل...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیگه حرفم نمیاد ، فک نکنم دیگه کسی ام تمایلی به روزمرگی های من داشته باشه (حالا از قبل هم نمینوشتم که کسی بخونتم ولی خوشحال بودم این وبلاگ ادمهای زیادی بهم داده ، بودنتون برکت وبلاگمه 💖 واقعاً) </p><p>مثلا دوست مکاتبه ای که این وبلاگ بهم داده گلیست از اون گلها ! خودش نمیدونه شایدم خودمم نخواستم بگم ولی قلبم قلباً دوسش داره …</p><p> </p><p>امروز هم رفتم باشگاه امروز هم بلند شدم و حرکت کردم ، پسرک زنگ زده بود گوشیم خاموش بود مامانم رو بیدار کرده بود که منو بیدار کنه !!! دیشب نمیدونم کی خوابم برد ولی نه توانایی گریه داشتم نه حال فکر کردن توی همین حول و ولا بودم به گمانم که خوابم برد و شارژ گوشیم صفر شده بود!</p><p> </p><p>خوشحالم برای خودم ، برای بدنم که صاحبش حواسش هست بهش …</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>پ ن : باشگاه که میرم به تازگی دوتا از اون دوست هایی که درموردشون نوشتم رو میبینم توی باشگاه ، فقط ی سلام کوتاه ! کنار هم خیلی ساده رد میشیم ، قانون دنیا داره عوض میشه …</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/252/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>34</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خفته ام در خوابی عمیق …</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/251</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/251</guid>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2026 02:21:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نتونستم بخوابم هنوز ، چون قلبم درد میکنه …
 
 
 
 
+شاید ی روزی همه چی درست شد ، شاید ی روزی گلهای باغچه ی خونمون گل دادن 🥲 ولی شاید …]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نتونستم بخوابم هنوز ، چون قلبم درد میکنه …</p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p>+شاید ی روزی همه چی درست شد ، شاید ی روزی گلهای باغچه ی خونمون گل دادن 🥲 ولی شاید …</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/251/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>من هنوز توی اون روزا زندگی میکنم!!!</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/250</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/250</guid>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 19:15:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یهو دلم خواست برم به همون روزایی که با تمام معلق بودنم ولی دلخوشی ها به جونم عجیب میچسبید عجیب! من میگم عجیب تو بگو عجیب تر تر تر !
دغدغه هامون فرق کرد ، چه زود ! اون موقع ها دغدغه مون خونه پیدا کردن تو شهر غریب بود و افتادن دنبال وسیله خریدن ، دکتر رفتن برای پسرک ! اصلا همین چیزا بود که انگاری من ش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یهو دلم خواست برم به همون روزایی که با تمام معلق بودنم ولی دلخوشی ها به جونم عجیب میچسبید عجیب! من میگم عجیب تو بگو عجیب تر تر تر !</p><p>دغدغه هامون فرق کرد ، چه زود ! اون موقع ها دغدغه مون خونه پیدا کردن تو شهر غریب بود و افتادن دنبال وسیله خریدن ، دکتر رفتن برای پسرک ! اصلا همین چیزا بود که انگاری من شیراز رو بیشتر تر دوست داشتم !</p><p>حتی همون روزایی که اون ساعتها توی کلینیک بود و من ساعتها تو بازار پرسه زنان این در و اون در میرفتم که تایم بگذره ، انتظار و انتظار …</p><p>آخرش توی همون خیابون سینما سعدی ی ادم درشت هیکل افتاد دنبالم ساعتها دنبالم بود ، از ترس از این مغازه به اون مغازه دنبالم بود ! یجایی وسط بازار جلوم ایستاد گفت خانوم شماره ات رو بده برای امر خیر ، منو اون لحظه یکی میدید شده بودم مثل گچ دیوار ! با ی بغض عجیبی گفتم آقا من متاهلم ، خندید گفت شوخی میکنی گفتم نه بخدا ! ازم معذرت خواهی کرد و رفت …</p><p>ساعتها از ترس گریه کردم ساعتها بعد پسرک زنگ زد و احوالم رو پرسید که کجام چیکار میکنم بازم زدم زیر گریه ، از صبح تو خیابون پرسه زده بودم تا ۵ عصر روزای آخر زمستون بود ی نم بارون ریزی هم میومد ! دست اخر رفتم برای خودم خرید کردم ، کلی اکسسوری مو جینگولی جات و لباس خریدم! وقتی پسرک رو دیدم زدم زیر گریه گفت چی شده وقتی تعریف کردم هم میخندید هم فکر های عجیب طوری میومد سراغش و هی میگفت دختر تو بزرگ شدی و من اصرار داشتم بگم تو چطوری به دختر ۲۱ ساله میگی بزرگ ها چطوری؟ مثل باباها بردم شیرینی فروشی محبوبم توی شیراز تا مثلا من یکم از این مرحله پرت بشم 🥲</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/250/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>واقعاً اسهال دارن تقصیر ما نیست😩!</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/249</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/249</guid>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 15:10:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بخدا حق گفت ولی خب آدم بی ادبیه کلا 😂!
 
https://www.instagram.com/reel/DcZIbYDs5S2/?igsi=MWs2eDZ1azM0ZWtxNw==
 
هرجایی متوجه نشدین در خدمتم😊]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بخدا حق گفت ولی خب آدم بی ادبیه کلا 😂!</p><p> </p><p><a href="https://www.instagram.com/reel/DcZIbYDs5S2/?igsi=MWs2eDZ1azM0ZWtxNw==" rel="nofollow">https://www.instagram.com/reel/DcZIbYDs5S2/?igsi=MWs2eDZ1azM0ZWtxNw==</a></p><p> </p><p>هرجایی متوجه نشدین در خدمتم😊</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/249/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>آب آب آب اومد :)) کدوم آب؟!</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/248</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/248</guid>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 14:26:01 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پست آزیتا خیلی مورد عنایت من قرار گرفت 😁
میدونید من قبلا توی طول روز همیشه این قمقمه کنار دستم بود و همیشه پر اب و بیشتر مواقع هم خاکشیر و تخم شربتی و دتاکس درست میکردم ! 
ناراحت اینم چرا من واقعاً ادم با دوامی توی هیچ کاری نیستم ! از کمالگرایی هم میاد …
ولی امروز از باشگاه که اومدم باز پرش کردم ! ک...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پست آزیتا خیلی مورد عنایت من قرار گرفت 😁</p><p>میدونید من قبلا توی طول روز همیشه این قمقمه کنار دستم بود و همیشه پر اب و بیشتر مواقع هم خاکشیر و تخم شربتی و دتاکس درست میکردم ! </p><p>ناراحت اینم چرا من واقعاً ادم با دوامی توی هیچ کاری نیستم ! از کمالگرایی هم میاد …</p><p>ولی امروز از باشگاه که اومدم باز پرش کردم ! کنار خودم گذاشتم و هی اب میخورم هی اب میخورم …</p><p>ازیتا یجورایی منو با کارهاش و حرفاش هولم میده تو دل ماجرا ، مرسی ازت که مفیدی 😊🫂</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:3024/4032;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/e84584_IMG_2354.jpeg" width="3024" height="4032"></figure><p> </p><p>پ ن : چرا انگاری شکم من گنده اس توی این عکس😅</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/248/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>12</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>امروزم روز خداست دیگه :))</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/247</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/247</guid>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 12:56:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مودم پایینه امروز ، فقط ی خواب مفید شاید حال منو خوب کنه اونم بعید میدونم سمت راستم بکل داره مختل میشه 🥲سرم چشمم گردنم تا پایین سنگینه کلا!
امروزم روز خداست شاید پشت اینم دلیلی باشه 😉]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مودم پایینه امروز ، فقط ی خواب مفید شاید حال منو خوب کنه اونم بعید میدونم سمت راستم بکل داره مختل میشه 🥲سرم چشمم گردنم تا پایین سنگینه کلا!</p><p>امروزم روز خداست شاید پشت اینم دلیلی باشه 😉</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/247/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>یاد گرفتم ! چی رو میگم حالا</title>
		<link>https://tookabano25.blogix.ir/post/246</link>
		<guid isPermaLink="true">https://tookabano25.blogix.ir/post/246</guid>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 09:56:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[من خوابم میاد و سمت راستم وقتی بیدار شدم از توی سرم درد میکنه تا پاهام 🥲! ولی با خودم گفتم دختر سوسول نشو پاشو باشگاه …
من دیشب باز پولای شریفم رو به گند کشوندم 😐
الانم با یکی از کراپ های محبوبم اومدم باشگاه و باهاش قر و فر میدم 😁
فدا سرم پول میاد و میره من عشق کنم ، خودمو دوست بدارم که دوست داشتنی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من خوابم میاد و سمت راستم وقتی بیدار شدم از توی سرم درد میکنه تا پاهام 🥲! ولی با خودم گفتم دختر سوسول نشو پاشو باشگاه …</p><p>من دیشب باز پولای شریفم رو به گند کشوندم 😐</p><p>الانم با یکی از کراپ های محبوبم اومدم باشگاه و باهاش قر و فر میدم 😁</p><p>فدا سرم پول میاد و میره من عشق کنم ، خودمو دوست بدارم که دوست داشتنی ام 😍(😆)</p><p> </p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://tookabano25.blogix.ir/post/246/comment</comments>
		<dc:creator>توکا🌱</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
</channel>
</rss>