صبح اینقدر خوابم میومد و عمیق خوابیده بودم که پاشدم به پسرک گفتم میشه نریم ، یهو بلندم کرد که لباس بپوشم ! نشست گفت باز حمله کردن به بوشهر و عسلویه و دیر …

گفتم بخوابم تا مشخص بشه ببینیم حرکتیم یا ن گفت ن بپوش بریم ، بهش میگم مگه قرار نبود مامانت رو بدی ترامپ ، ترامپ دست از سر ما برداره 🫠😄!

هیچی دیگه داریم میریم …

خداوکیلی دیگه حوصله جنگ ندارم در مرز فروپاشی ام 😐