توکا🌱

در جستجوی زندگی و آرامش

So so !

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

امروز باز برگشتم به میادین باشگاه ! با تمام سختی ها و رنجش ها …

دیگه حس های درونم شبیه قبل نیست شبیه روزهایی بود که خودمو جمع کرده بودم ، اراده محکمتری داشتم ! در کل خوب بود ولی زمان زمان زمان …

اصلا نمیدونم واقعاً امسال چرا اینقدر درهم برهم بود خب !

 

 

پ ن : خیلی رفتار های دوستام توی باشگاه ضایع اس ، امروز مربی منو کشید کنار گفت چرا فلانی با تو سرد برخورد میکنه ؟!

گفتم نمیدونم واقعاً من هرکاری که تونستم کردم اینجا غریب بود ولی دیدم تمایلی نداره به نزدیک شدن با من طفره میره! من زندگی متاهلی رو دارم هندل میکنم اونم توی این روزگاری که هیچی دست خودمون نیست اون وقت بیام خودمو درگیر حاشیه کنم ! گفت دمت گرم که به خودت احترام میذاری …

پ ن : ولی واقعاً خودم ! هرجا خودمو گم کردم له شدم 

My mood

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اومدم ساحل ! با پسرک …

زندگی این روزا با امید فردا و فرداها میره جلو ، ی تایمی بهم ریختگی دارم و ی تایمی حالم اوکیه !

توی این بهم ریختگی ها من امروز یادم اومد سه روز پیش چقدر حالم بد بود و تقلا میکردم برای سیگار ! فک کن من توی این حال مهمونی هم دادم (ی کار احمقانه بود ولی موفقیت امیز ردش کردم )!

 

پ ن : ی چیز جالب ! پسرک اون روز وقتی یکم بهتر از زمان حادم بودم بردم دم مغازه دخانیات ! و گفت بریم سیگار بگیریم ، گفتم الان بهترم تا جایی که میتونم مقاومت میکنم ولی ی وقتایی واقعا اینقدر درد استخونام اذیتم میکنه و تمام بدنم مور مور میشه میخوام زنگ بزنم یکی فقط سیگار برسونه بهم 😢!گفت میخوام جلو خودم و کنار خودم اگه قراره کاری کنی قایمکی نه !

ولی تا امروز هم مقاومت کردم ! و میکنم 

بازم میگم خوب میشم …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

دیگه قرار شد تا مجدد پیش دکتر نرفتم قرصها رو نخورم ! خیلی وحشتناک خمارم ! در حدی امروز به پسرک میگفتم میشه برا من سیگار بخری به هیچکی ام نگو من خوب بشم فقط ! ی نخ برگ فقط ی دونه بدنم کلا مور مور میکنه دارم از این حالت کلافه میشم ! میگفت دوتایی میکشیم 🤦‍♀️

میگم تو خوبی که چرا خودتو عذاب بدی من اذیتم میگه میخوام توهه دیونه دست از دیونگی ورداری که مثل اینکه جدی جدی معتاد شدی ….

اصلا تو عذابم ، امروز صبح ی حالتی بودم که به چاقو نگاه میکردم به کارای ادما فک میکردم میگفتم برم نرم ! تموم میشه دیگه میرم پی کارم یهو ی حالتی میومد سراغم که خودم به یکی برسونم ! فک کنید من اینا رو مینویسم ی ادم سالم بخونه میگه این روانیه ولی جدی جدی خودمم دلم میسوزه برا خودم دیگه قدرت ورزش کردن که ندارم حتی استخون هامم درد میکنه 😭!

هر روزم صد سال میگذره همینقدر وحشتناک ! 

پسرک خیلی تلاش میکنه درک کنه ولی نمیتونه یجاهای رو درک کنه عصبی میشه یجاهایی هم اینقدر میبینه من مظلوم نشستم گریه اش میگیره اخه مرد من خودمم نمیفهمم این دردهای عصبی این سردرد ها این روزگار تلخ چرا باید کام منو تلخ کنه ، یکی ام از بیرون بگه فلانی چی کم داره ی هفته عشق و حال ی هفته ام شوهره میاد عشق و حال بعدشم بچه نداره که سر دلش باشه ! اره من این حرفا هم میشنوم از گوشه کنار …

معده ام در حد مرگ درد میکنه ! میدونم که بدنم ضعف داره و درد های من چند صد برابر قبل منو چالش میکشند ولی مجبورم !

ساعت از ۱ گذشته و من بیدارم !

همه ی این روزای منم میگذره هیولای سرکش درون منم میخوابه ، حال منم خوب میشه زندگی منم شکل میگیره و یجور دیگه میره جلو ولی خب یادمم میمونه توی این دنیا کی انتخاب کرد توی روزای بد کنارم باشه !

میدونی خیلی تو چشمی دارم سر همین روزا ! یادم نمیره کی بعد از عملم پشت در اتاق عمل منتظرم موند ، یادم نمیره کی شب تا صبح موند ، یادم نمیره کی منو حمامم داد! اره همه ی اینا به چشمم میاد …

اره یادم نمیره حتی تقلا های این مرد برای حال این روزامو ! حتی شما ها اره همین شماها که شاید قبل تر تصویر ذهنی ازتون میساختم و الان هیچ تصوری ندارم یادم نمیره که چجوری دل به دلم دادید ♥️!

من به چشمم میاد که هنوز خیلی از مجازی ها رو دارم از خیلی قدیم 😉

ادم های پس و پیش!

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

خونه ی خودمم ، قورمه ام در حال پخته ، فقط سعی میکنم به هیچی فک نکنم وقتی فک میکنم هر لحظه نفس هام سنگین و سنگین تر میشن !

دیروز جریان رو به پسرک گفتم ! داشتم خفه میشدم گفت این ادما سالم نیستن تو نیاز نیست زیاد دم خور شی اطاعات دروغ بده بزن زیرش دیدیش خودتو بزن اون راه به مامانتم بگو حواسش باشه (از فامیل های منفورترین منفور مامانمه) ! قبلا اینا ی بار زندگی ما رو تیغ زدن !

 

ولی حال این روزامم انگاری منو اماده میکنه برای ی روزای دیگه ی دنیای دیگه …

کاش داروها تغییر کنه کاش سردرد های من خوب بشه کاش و کاش …

خدایا! تا اخرش رو بخون من نگم دیگه …

میدونید من خیلی از حالات روحی و روانی رو تجربه کردم !

فروپاشی حالت های مختلفی داره !این روزا برا من اینجوریه که ادما با ی سوال کوچیک ازم تمام اشتباهاتشون توی طول زندگیشون یادم میاد و انگاری بهم حمله میکنند و انگار همون حماقت رو درمورد منم انجام میدن 😭!

ی زنه مطلقه اس مثله کنه چسبیده بهم هی سوال میپرسه هرتایمی میرم اونجاست😭! فک کن پسرک رو پیدا کرده اخه زن چرا سرت تو زندگی بقیه اس !

مثل این ترسو ها پشت دستگاه ها قایم میشدم نبینمش ! ی جایی ورزش برپی داشتم به شکم خوابیم و فقط گریه کردم بعدشم بلند شدم ادامه دادم 😭!

من با این قرصها خودم وزنه به تن وصله ولی بازم تلاش میکنم میرم باشگاه ! 

خدایا من دیگه واقعاً بعضی وقتا کم میارم دلم میخواد صفحه اخر شناسنامه ام پانچ بخوره و بگن مراسم ختم رو متعاقباً اعلام میکنیم 😭! 

اره حالم در این حد بده …

بازم فروپاشی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اومدم باشگاه ! اشکام بریز بریز میریزه ! دلم وحشتناک گرفته 😭! دلیلش ترس و وحشت از ادما …

دلیل مسخره ای داره ولی متاسفانه همینه ، اینقدر اعتماد بنفسم اومده پایین که حال وحشتناکی دارم …

خدایا تلاش های این روزهامو ببین ! من که دیگه طاقت این همه فروپاشی روانی رو یکجا ندارم بخدا !

پسرک هم داره برمیگرده !

نه من انم نه تو انی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

بعد از مصرف دارو ها خیلی برون ریزی دارم ، جوش های وحشتناکی زدم صورتم داغون شده خودم هی و هی دارم لاغر میشم و توی طول روز دچار بحران قند و یا فشار میشم!

هوس چیزای وحشتناک میکنم حتی دلم چندی پیش میخواست تریاک بخورم ! میگین مگه دیدی اره دیدم 😁

بگین پیش کی ؟؟؟ حدس بزنید 😁

اگه باهوش باشید که اره درست حدس زدید پیش زن ترامپ دیدم 😁! اون روز گفت از یکی از معتاد های فامیل گرفتم برا سرماخوردگی چیزی 🙄! پسرک هم ن گذاشت ن برداشت گفت ای ننه من ی هفت خطیه که خدا میدونه که چطوریه و بس 😂!

اقا هوس سیگار برگ کردم 🥺! نکشیدم تا حالا تجربه ام نداشتم ولی وحشتناک دلم میخواد😭

 

 

تو بازار غذا دست ی مرد دیدم نزدیک بود برم دست بکشم اینقدر وحشتناک دلم غذا میخواست 🥺! خالم گفت خاله مطمئنی حامله نیستی گفتم ن خاله مطمئنم، بدبخ به اولین سوپری که رسیدیم بیسکویت و ابمیوه خرید من ی نفس خوردم داشت با اون یکی خالم حرف میزد گفت اخ بچه از دس رف 😂!

 

 

پ ن : نظرات رو نمه نمه تایید میکنم ! من واقعاً ادم سابق نیستم منو ببخشید و این روزا بپذیرید ❤️

تواضع !

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

من خوب نیستم خب ، همه به نوبه ی خودشون میان و ی رژه ای هم رو مخ مبارک من میرن 😶!

من از اونجایی که اشغال جمع کن اعظم هستم:))شایدم چون خیلی مراقب وسایلام هستم ! ی لباس خارجکی کادو داشتم از پسرخاله مامان،این لباس از ایتالیا اومده بود اون زمان هیچ وقت پیش نیومد بپوشم تا الان امروز دادم ته تغاری (دختر خالم) ! کلی لباس نو و دست دو دادم بیرون و به امید اینکه بهترش رو بخرم:))

چرا هر روز باید تر خورده بشه به من🙄

یا منو پسرک بزنیم به تیپ و تاپ هم یا ی مدل رفتار ت*خمی دیگه بشه از یجای دیگه ! 

منم که این روزا بی رمق ،خیلی تلاش میکنم خوب باشم ولی اخر یجایی از این تایر هام پنچر میشن و شروع میکنند به فس و فس کردن 🙄

 

میدونی دیگه خیلی خوشم نمیاد بگم ادم های بی لول دوستای من بودن ! در این حد …

کای کار دارم ولی پتو رو کشیدم سرم و حس هیچ کاری ندارم 🥲

کلی کامنت دارم ! انرژی ندارم 

اعصاب ندارم ، اب نداریم 🙄😁! ۹۸٪ منو خواب و اون ۲٪ آب تشکیل داده…

مغزم خوابه حرفای بی محتوا زیاد میزنم ، خیلی فشار به خودم میارم تا حرفامو ادا کنم 🥲!

نرمال نیستم …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

بچه ها ! من قرص هایی که مصرف میکنم از حالت عادی خارجم و توانایی تمرکز ندارم …

فک کنم دیگه تا زمانی که خوب نشدم ننویسم چون واقعا نرمال نیستم ، فی امان الله 🌹 تا نمیدانم کی …

بهش میگم ی سوال بپرسم ؟ پیش پیش بهش میگم مسخره بازی درنیاریا راستش بگو …

میگم اون شب تنها بودی به این فک نکردی یهو دیگه برنگردم ! گفت مگه بازی بود که همینجوری ولت کنم من هنوز ناراحتم و دوست دارم زندگی رو دو ایکس ببرم جلو بتونم ی کاری کنم جبران شه !بعدشم من میومدم دنبالت اون موقع عصبی بودم …

واقعا ما ادما هیچ وقت اون بچه درونمون بزرگ نمیشه 🥲!

اون روزا ی اقایی که الان دیگه وبلاگ نداره ، یجایی برام نوشته بود ببخش و بزرگی کن و برگرد ما سر همین چیزای الکی جدا شدیم هردو پشیمون شدیم ولی دیگه نمیشد کاری کنیم ….

واقعاً با تمام چالش ها هیچ وقت دوست نداشتم زندگیمون خراب شه ، همیشه لحظه هایی یادم میاد که منو پسرک هیچکی جز همین خودمون دوتا نداشتیم 🥲!

گذشت،میگذرد و برنمیگردد زمان به ان روزها … 

دارو !

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

توپیرامات خوردم ! با تجویز دکتر مغز و اعصاب …

داشتم ورزش میکردم ی لحظه حس کردم من نمیتونم ادامه بدم و نشستم ،سرچ کردم دیدم بله درست حدس میزدم از اثرات خودشه 😶!

برم بخوابم !

چند روز پیش که گوشی پسرک دستم بود ، اتفاقی یکی دوستام پیام داد شماره اش رو نداشتم ،شماره یکی از نزدیکانم رو میخواست گفتم متاسفانه ندارم ولی ببخشید شما ؟!

جوابی نگرفتم ، به پسرک گفتم شماره رو زد ما اسمش رو دراوردیم ! پسرک میگفت توضیح بده که فک نکنه شماره اش رو پاک کردی ، گفتم چرا باید توضیح بدم ! ننه بابامه مگه ؟! گفت تا فکر نکنه این دوستی ادامه دار نشده شماره اش رو پاک کردی ، گفتم بذار فک کنه اینطوریه من تا کی خودمو برا بقیه توضیح بدم !بذار اصلا شماره ام رو پاک کنه من حوصله هیچکی رو ندارم خداوکیلی دیگه بیشتر از داداشام نیست که دوست ندارم خار به پاشون بره ولی من نمیتونم دیگه کنار این ادمها بشینم …

بخدا دیگه من ادم قبلی نیستم ، بخدا من حوصله نگه داشتن ادما رو ندارم ! حتی اگه از ی محیط بیرونم کنند هم میرم بیرون خودم،درم خودم میبیندم ولی دیگه برنمیگردم!بزرگ شدن فهمیده شدن هرچی که هست خداوکیلی دوست ندارم این دختر اذیت بشه روحم تر زده به قیافه ام به جسمم …

درد های عجیب غریبی رو از سر گذروندم که همه اش از استرسه ، از بچگی استرس حمل کردم ولم کنید تورو خدا میخوام مال خودم باشم دیگه !

 دایره رفیق و دوستام اندازه ی انگشتای ی دستمم نمیرسه 😉!اره همینقدر تنهام … من خستم من بی حوصلم ! ولی نه اون مدلی که تو فکر میکنی …