حتی غیر ممکنش ی روزی ممکنه
· · خواندن 1 دقیقه چند روز پیش که گوشی پسرک دستم بود ، اتفاقی یکی دوستام پیام داد شماره اش رو نداشتم ،شماره یکی از نزدیکانم رو میخواست گفتم متاسفانه ندارم ولی ببخشید شما ؟!
جوابی نگرفتم ، به پسرک گفتم شماره رو زد ما اسمش رو دراوردیم ! پسرک میگفت توضیح بده که فک نکنه شماره اش رو پاک کردی ، گفتم چرا باید توضیح بدم ! ننه بابامه مگه ؟! گفت تا فکر نکنه این دوستی ادامه دار نشده شماره اش رو پاک کردی ، گفتم بذار فک کنه اینطوریه من تا کی خودمو برا بقیه توضیح بدم !بذار اصلا شماره ام رو پاک کنه من حوصله هیچکی رو ندارم خداوکیلی دیگه بیشتر از داداشام نیست که دوست ندارم خار به پاشون بره ولی من نمیتونم دیگه کنار این ادمها بشینم …
بخدا دیگه من ادم قبلی نیستم ، بخدا من حوصله نگه داشتن ادما رو ندارم ! حتی اگه از ی محیط بیرونم کنند هم میرم بیرون خودم،درم خودم میبیندم ولی دیگه برنمیگردم!بزرگ شدن فهمیده شدن هرچی که هست خداوکیلی دوست ندارم این دختر اذیت بشه روحم تر زده به قیافه ام به جسمم …
درد های عجیب غریبی رو از سر گذروندم که همه اش از استرسه ، از بچگی استرس حمل کردم ولم کنید تورو خدا میخوام مال خودم باشم دیگه !
دایره رفیق و دوستام اندازه ی انگشتای ی دستمم نمیرسه 😉!اره همینقدر تنهام … من خستم من بی حوصلم ! ولی نه اون مدلی که تو فکر میکنی …