مغز عزیزم حالش خوب نیست
· · خواندن 1 دقیقه این روزا اینقدر همه چیز مثل توپ فوتبال توی مغز من میپره اینور اونور که کلا تو کار سوتی دادنم ، سرم از حجم درد میخواد بترکه …
وبلاگ واتوره ، فوریه و ازیتا رو خوندک و یسری از باقی بچه ها اینقدر خندیدم که با خودم گفتم دختر انگاری واقعاً کسخول شدی 😐
عصر با پسرک رفتیم بیرون توی مسیر نتم تموم شد ، داشت قبل ترش درمورد زن داداشش حرف میزد که میگفت ی نفرت عجیبی از این زن دارم گفتم منم حسم همینه ، همین نبود طبق رفتارها همین شد …
یکم کل کل کردیم گفت چی شد سکوت کردی گفتم حرفی ندارم حرف بزنم دعوامون میشه پس الان بهترین راهکار سکوته ، گفت خب بحث عوض کن درمورد ی چیز دیگه صحبت کن گفتم من الان pms کثافتم خون از مغزم میچکه ، گفت بخدا این pms چیه که فقط ی هفته حال تو خوبه از کنار چشم نگاش کردم گفت من نوکر خانومم گفتم ی بسته فعال کن و ی چای کرک بگیر برام ! با ی چشم یکمی اروم شدم 😁
حس ی حشره ای رو دارم که توی شیشه مربایی سرش رو بستن اینقدر که تقلا کرده مخش درد میکنه …🤦♀️