خرید هیجانی من 😐
· · خواندن 1 دقیقه اه چقدر امشب هیجانم بالا بود😅مصرف قهوه امروز عصر کار دستم داده بود اونم زیادی …
عصر رفتم پیاده روی بعدشم خیاطی ، موسلین سیدی رو ی شومیز قشنگ دوختم، از خیاط کرفتم و راهی خونه ی خاله مامانم شدم …
که قریب به سه سال و اندی بود دیگه اونجا نرفته بودم و بخاطر حرفایی که به مامانم زده بودن ! رفتم و بعدشم رفتم باز خرید باز اتیش زدم به پولام باز لباس خریدم ، جهت دلبری برای پسرک 😁 اشکالی نداره که ! اخر این ماهم بی پول ترینم اشکالی نداره که 😐!😄
خلاصه منتظرم شنبه بشه نمیدونم چه خبره ولی مطمئنم خبرای خوبی در راه است 🤌🏻😅!شنبه اس دیگه شنبه معروف🙂↔️