همینطور که داشتم کمد رو ی دور دیگه میگشتم رسیدم به استند حلقه هامون 😍! 

اون روزا اینقدر شلوغ پلوغ بودم که وقتی نمیموند برای لذت بردن از وسایلام … حالا امروز سرهم کردمشون که ببرم خونه ی خودم بذارم دکوری …

میدونید چهار روز قبل از عقد یادم افتاد که خرید یسری جزئیات رو نکردم پسرک سر کار بود من رو دور تند هم کارهای اون رو انجام میدادم هم خودم ی تنه بدون هیچ استراحتی فک کن ، استند رو از تهرون معروف😁 سفارش دادیم وقتی رسیده بود استند شکسته بود نه تیپاکس زیر بار میرفت نه اون خانوم ! بلاکم کرد جواب که نداد …پسرک سرهمش کرد و درستش کرد ولی دم یکی از پرنده ها بد شکسته بود 🥲 

ولی عوضش یجای دیگه خرید کرده بودم بهم تلفنی زنگ زد و گفت نگران خریدت و هزینه هاش نباش عزیزم من هواتو دارم هرچی میخوای بخری بخر هرچقدر داشتی پرداخت کن نداشتی بعد پرداخت کن گفتم نه عزیزم تسویه میکنم ولی مثل چی به جون منو پسرک چسبید.