رفتم خرید دیروز برا خونه ، از قبل ی کشمکشی داشتیم ، عصر توی فروشگاه دمغ بود منم بیخیال ! از قبلش هم همه ی اینها رو حل کرده بودیم ولی انرژی نداشت …

توی مسیر با مامانش بحثش شد و فقط در سکوت گوش میدادم ، اخرشم اومدیم خونه ازش پرسیدم مشکلت رو میتونم بدونم ؟! میگه بی حوصله ام دمپرم نشو !

نشدم ! 

ولی بعدتر باهاش صحبت کردم قانع شد و حالش بهتر شد 

موقع خوابیدن ، خودم دمغ بودم انگاری تبادل انرژی توی خونه ی ما خیلی بیشتر از اون حد هست !

بهش گفتم میشه ارایشت کنم ، گفت حالتو خوب میکنه؟گفتم اره گفت باشه !

هیچی دیگه با بهترین برند های محبوبی که داشتم ارایشش کردم 😁!بعدشم هی نق و نق که اینا چیه به خودتون میمالین 😐😅!

 

*شاید این پست عکس دار شد …