پست آزیتا رو خوندم اشکم بی اختیار ریخت ، من ادم تجربه های سختم …

من ادم درد های ناگفته ام ! من هربار ریختم و باز تیکه هامو جمع کردم و از نو ساختم ولی ولی ولی اون ادم باعث شکل گرفتن بهتر ادم الانه همینش خوبه !

 فک نکنم،فک نکنم ادمی توی اون سن و سال من تنهایی مراجعه کنه به مطب روانپزشک توی اون سیستم و تربیت متفاوت سخت بود درمیون گذاشتن !

سه سال تمام پول ی خونه ی لوکس ( چیزی که خودم سراغ داشتم ) خرج تراپی و نوروفیدبک کردم ولی دیدم کسی موشک خورده رو چسب زخم خوب نمیکنه ! رفتم پیش روانپزشک و دوسال و نیم هم دارو خوردم و حتی خودکشی رو هم تجربه کردم ! 

من الان هرچی که هست قابل ستایشه ! منه الان فهمیده و یادگرفته اول تا اخرش فقط خودش و تا دنیا دنیاس و وقت دارم سختی ها رو دقیقاً هرجا رها کنم مشکلات خودش حل میشه، نقطه سرخط .

 

منِ الان ی ادم فوق العاده اس …

از اینی که هست خیلی بالاتر میبینمش😊