پسرک خوابه! صدای منم که شده درون لفافه های بینی قشنگ و نچندان بزرگم:)) 

کلی ام کار دارم، کلی ظرف دارم! بعضیا هم دیشب مارو قهوه‌ای کردن، امروز در قالب ی ناهار برای رفع کدورت ما رو دعوت کردن... 

شاید حال مریض و کش دارم نبود این دعوت رو نمیپذیرفتم ولی حالا چرا! اتفاقا خوشحالم شدم:/

امروز حال و هوای خونه ی ما دقیقا شبیه جمعه پاییزی دلگیری میمونه که همه ی غمی درونشون هست ولی کسی حس بروز دادنش رو نداره 😅! 

 

 

 

*پ ن : فعلا که مینویسم! ولی با گوشی زاپاس جناب پسرک،چقدر دلتنگ گوشی خوش دست خودمم!!