با تمام احترامی که برای ماهی قرمز عزیز قائلم نظرم مخالف این حرفاست! طبیعی ام میتونه باشه حرف ماهی هم از نگاه خودش ذهن و بدن و موقعیت خودشه و کاملا درسته ولی و ولی دارم ازنگاه خودم و اصول خیلی اتفاقاتی که برام توی زندگی اتفاق افتاده میگم... 

میدونی نود و نه درصد ادمها از روی کنجکاوی درونشون سوال میپرسن که شروع کنند به مقایسه! هر چیزی از سن، درآمد، زندگی شخصی، بچه اوردن، مقطع تحصیلی و و و... 

میدونی چرا تو(من، شما، ما) از نگاه خودت و خودمون میگیم اخه سوال ما که چیز بدی نبود ولی اون بنده خدا برای بار هزار و یکم داره جواب میده اینقدر که ی نقطه شده براش ی چاه بزرگ... 

میدونی اصول روابط توی جامعه مشخصه مادر شوهر دوستداره بدونه پسرش درآمدش چقدره که ببینم عروسش چجوری این چیزایی که داره رو خرید میکنه، جاری میخواد بدونه درامد برادرشوهرش چقدره که قشنگ حساب کنه... 

دوتا دوست صمیمی رقابت هاشون مشخصه، عروس از زندگی و درآمد خواهرشوهرش بدونه میخواد دم به دقیقه تو چش و چاره شوهره کنه! 

 

فک کن ما هم از بیرون سوال بپرسیم همین که طرف محترمانه یا سر بالا جواب میده لطف میکنه... 

میدونی من توی برهه ای از زمانم که همه اطرافیان تا میرسن بهم بچه نداری، نمیخوای بیاری؟! 

بندگان خدا نگران روابط (جنسی) منو همسرم هستن! دقیقاً امروز مستقیم تو چشم یکیشون گفتم تو میدونی داری از اتاق خواب ما سوال میپرسی! عرق کرد وحشتناک گفت هیچ وقت به این مسئله اینجوری نگاه نکرده بودم ببخشید دیگه نمیپرسم! قشنگ هرکی زنگ مامانم میزنه بعد از سلام خوبی میپرسه فلانی بچه نداره هنوز مامانم میگه نه واقعاً شرایطشون جور نیست... 

اینقدر که بندگان خدا نگرانن بعد ازاقدام دوست دارم پول بدم مخابرات به تمامی مخاطبان نگران پیام بفرسته و بگه بی بی چک ما مثبت شد... 😁 

 

تا مدتها پیش وقتی ماشین خریده بودیم دختر دوستم توی ماشین خودشون به باباش گفت بابا تو که خیلی کار میکنی خیلی ام پولدار تر از شوهرخاله هستی پس چرا تو بهتر از ماشین فلانی نمیخری ، قشنگ پدرش گفت حقوق شوهرت چقدره گفتم n تومن گفت با این وضع قسط تو باید خودتم بری سرکار که راس میگه چجوری ماشین خریدین گفتم من پول داشتم از قبل و چندتا وام گرفتم ماشین خودش هم اقساط داره گفت اها! بعد اروم شد ولی من تا ابد حالم از اینها بد شد هروقت شمارشون رو گوشیم افتاد با جیغ با پسرک حرف زدم گفتم یکاری کن پای این ادمهای بی بوته به خونمون باز نشه که شد هم ولی از اتفاق حقیقت یا دروغ راس راس از شاهکارهاش به پسرک گفته بود! تو جمع هم زیاد میگفت جیگرمه این خانمت بحساب خودش خواهرش! ولی بعد از شاهکارهاش پسرک بهم گفت دیگه این رابطه رو تمومش کن تو هیچ وقت حسات بهت دروغ نمیگن درست فهمیده بودی ولی من گفتمتو سخت میگیری تو بهتر از من این مرد رو شناختی... 

 

 

اگه یکی گارد گرفت اگه یکی سوالت روجواب نداد فک نکن همه مثل تو معمولی از قضیه رد میشن، اینقدر ادم فضول از قبل به پستشون خورده که خسته ان ار جواب دادن... 

 

ببخشید اگه بی پرده صحبت کردم!