از 7بیدارم و هی توی تخت غلت میخورم، به حرفاش وحرفام فکر میکنم!!
به همه ی روزهایی که عقب کشیدم، مثل همیشه نای ندارم برای هیچ کاری و به خودم گفتم باید بری باشگاه و فرمون این ذهن دستت باشه...
میدونی که چوب خدا صدا نداره!
از 7بیدارم و هی توی تخت غلت میخورم، به حرفاش وحرفام فکر میکنم!!
به همه ی روزهایی که عقب کشیدم، مثل همیشه نای ندارم برای هیچ کاری و به خودم گفتم باید بری باشگاه و فرمون این ذهن دستت باشه...
میدونی که چوب خدا صدا نداره!