میدونید من کلا سخت ادما رو کنار میذارم ولی وقتی ام به ذاتشون شناخت پیدا میکنم دیگه یجوری کنارشون میذارم که طرف بیاد تو حلقمم بشینه بخنده وقتی پاشه بره من بیشتر ازش متنفر میشم اینم از رفتار هایی بود که بعد از ۱۸ سالگی نقش بست درونم :/ نمیدونم خوبه یا بد ولی همینم باعث شده آدمهای محدودی کنارم باشه …

کلا دیگه دارم یجوری میشم که خیلی مثل قبل ارتباط نمیگیرم چون آدما واقعاً ترسناک تر از قبل شدن !

.

.

امروزم پاشدم رفتم باشگاه خیلی خوابم میاد به حدی که خودم میدونم چقدر تلاش کردم که ورزش کنم ! 

ولی حالا مغزم اجازه خواب نمیده و هی میخواد منو بیدار نگه داره …

پ ن : لطفاً قضاوت نکنیم ادما مثل قبل حوصله ندارن همه خسته ان ! نظر نذاریم جایی اگه نمیخواد در راستای اون پست باشه کسی یقمون رو نمیگیره که میگیره ؟!