روایت دیروز و امروز
· · خواندن 1 دقیقه حالم اصلا نرمال نیست ، حس خفگی دارم و نمیتونم هیچکی رو تحمل کنم !
دلم میخواست دیشب ی کتک مفصل میخوابوندم تو گوش دختر جاری دخترک بی ادب واقعاً با اینا بیرون رفتن مساوی با خط کشیدن رو اعصاب و روح و روان خودمه :|
الهی دهنت سرویس شه همینطور که دهن ما رو سرویس میکنی …
از دیشب قاطی ام و سردرد دارم هنوز هم با تمام بی میلی بلند میشم کارهامو میکنم !
خیلی خسته ام خب …
دلم برای کتاب خوندن و فیلم دیدن و بافتنی و کلاس های ثبت شده تنگ شده خدایش ولی نمیرسم اینقدر که من خسته و کم خوابی دارم حس مفید بودن نمیکنم ! درستش میکنم ولی خب باز باید یکم برای خودم زمان بذارم …
من باید دست خودمو بگیرم و محکم بایستم …