دیشب زیاده روی کرده بودم رو دل کردم ، طرفای سحر بود پاشدم و پناه آوردم به سرویس بهداشتی و ادامه ماجرا …

اومدم سرجام و خوابیدم تا ساعت ۶/۴۵ دقیقه ، پسرک بیدار شد منم پاشدم دیدم ماهی که برای ناهار در آوردم رو داره اوکیش میکنه ، بعدشم من موهامو شونه کردم و ی صبحانه ردیف کردم برای خودم و خوردم …(پسرک رفت صبح زود ، ولی زودی برگشت اون حس از دست دادنه میدونم توی عذاب الهی گذاشتش😎)

الانم درگیر ماهی ته انداز برای ناهار امروزم 😍! ی حشویی درست کردم فقط باید جنوبی باشی تا بدونی چه حالی میده (ایکون از اون تقه هایی که با دهان و صدای دلچسبش شنیده میشه 😁) ! خلاصه که جاتون سبز …