نمیتونم بگم من خوبم چون سراسر استرس هستم ولی نمیتونم بگم که بدم چون خیلی جاها مدیریت میکنم و حال خودمو خوب میکنم هرچند خیلی خسته ام از درک نشدن و هی درک کردن بقیه ، دروغ چرا گاهی وقتا هم خودخواه میشم و میگم چرا باید همه این شرایط رو من باید درک کنم چرا پسر نمیخواد درک کنه …

اینا رو بیخیال فک کنم این روزها همه دارن از وضعیت بد بودنش مینویسند پس یکم حس خوب بدیم بهم :)

امروز پاشدم ی ده دقیقه بیست دقیقه ای گریه کردم 😅بعدشم پاشدم تخت مو مرتب کردم یه قهوه و کلوچه خوردم بعدتر ماسک گذاشتم صورتم (ماسک قهوه و روغن زیتون ) یکم پوستم شاداب شد موهامو مرتب کردم یکم به خودم رسیدم به سینکمم رسیدم خونه رو توی حالت مرتب گذاشتم و همه چیز سر جای خودش …

گاهی ام پیش میاد زندگی اونجوری که تو میخوای پیش نره خب ببینم کی زورش بیشتر باشه ولی از من میشنوید بجنگید تا ی زندگی رو به بهترین حالت خودش دربیارید 🌱