دیروز رفتم دکتر هردو بازم مثل همیشه میگفتن خانوم استرست رو بیار پایین :) منم خندم میگرفت خب زندگی من سراسر استرسه چی رو ازش دور کنم !

میدونی تراپیست هم اینو بهم میگفت که تو واقعاً خیلی موفق واقع شدی با برخورد با یسری ادم سمی و داغون ! پس یجوری همه چیز رو ببر جلو که دیگه هر اتفاقی هم افتاد تو مقصرش نباشی ! خسته هستم داغون هستم از لحاظ روحی روانی ولی میدونم که میتونم موفق واقع بشم و زندگیمونو درستش کنم فقط یکم زمان بیشتر میخواد 

من اینقدر همه چیز رو لب مرز کشیدم بالا که الان اینجام !

شاید همه از مردهاشون ناامید باشن ولی من امید دارم چون این پسرک بهتر حالا متوجه همه چیز میشه ، من کلا دوست ندارم مرد رو از خانواده اش بگیرم یا بلعکس خب منم خانواده ام رو دوست دارم ولی من تا الان اجازه ندادم خانوادم دخالت کنند …

من درستش میکنم با هیچ خوکی ام نمیجنگم ولی زمینشون میزنم 😎

پ ن : راستی امروز دال عدس داریم 😅و اخرین باری هست که توی تابستون درستش میکنیم طبع این غذا گرمه و اخرین پختش امروزه توی خونه ی ما 😁