برچسب (خاطرات جنگ)

پست‌های مرتبط با برچسب (خاطرات جنگ)

خاطرات جنگ …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

گروه خانوادگی رو توی واتساپ باز کردم دیدم داداشم فیلم روزی که شرکت ها رو زدن گذاشته ی دور گریه کردم باهاش ! روز وحشتناکی بود پسرک توی شرکت بود یکی از داداش هام باز توی شرکت بود اون یکی داداشمم بود ولی من خبر نداشتم شب کار بوده داشتم با پسرک حرف میزدم داشت میگفت من توی حراست نشستم و میخوام برم خوابگاه ، یهو همینجوری که حرف میزدیم ی صداییی اومد بهم گفت زدنمون و تند تند از من سوال میپرسید میدونی داداشت کجاست گفتم نه من دیگه نمیتونستم حتی اب دهانم قورت بدم یکی یکی زنگ زدم کسی جواب نمیداد من تو اتاق گریه میکردم که مامانم صدامو نشنوه زنگ میزدم به همه اطرافیانشون، اخرش داداشم جواب داد و گفت ما تو پناهگاه هستیم ولی زنگ نزنید دو طرف شرکت رو زدن 😭!من هی به پسرک زنگ میزدم و میگفت زنگ نزن دیگه بذار من بدونم کی اینجاس با خودم بیارم…

وقتی برگشتن همشون تقریبا معلق بودن و حال خوبی نداشتن و من به چشم خودم دیدم داداشم ، پسرک و داماد عموم که توی ی محیط کار میکردن چجوری موهاشون سفید شد …

پسرک هیچ وقت این اندازه ناامید نبود …

 

درهم برهم

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

میدونی گاهی بخاطر تربیت اشتباهش مادرش رو لعن میکنم ، که چقدر تلاش میکنم ولی تهش هیچی ! 

دلم میخواد بعد از مدتها امروز با چرخ خیاطی نازنینم اشتی کنم ، بشینم و بدوزم برای خودم یسری لباسای قشنگ قشنگ ! یادمه اخرین بار وقتی لباسایی که خودم دوخته بودم رو پوشیده بودم پسرک میگفت بخدا خیلی قشنگن چرا نمیدوزی خودت گفتم چرخ حال خوب میخواد حوصله میخواد من تا اومدم به خودم بیام تصادف کردیم تا اومدم بلند شم راهی بیمارستان شدم تا نقاهتم تموم شد جنگ شد حالام که من خونه ی خودمم و درگیر زندگی …

ولی امروز دلم میخواد بشینم ! 

فردا عصر بچه های گروه میرن اقامتگاه ولی پسرک اجازه نداد میگفت خودم نیستم نمیتونم قبول کنم شب یجایی کنار ساحل بری میترسم اتفاقی بیوفته و نتونم هیچ وقت خودمو بابت اجازم ببخشم ! راستم میگه خودم اصرار نکردم چون یکم ترس دارم از تاریکی …

یادمه ماه رمضون بود پنجره اتاقمون باز بود جنگنده بالا سرمون بود هوا ابری بود و داشت رعدوبرق میزد من فک کردم همین نزدیکی ها رو زدن با لحاف خودمو انداختم روش که نخواد چیزیش بشه و خودمم حداقل نترسم ! بیدار شد یکم خندید گفت ترسیدی گفتم هنوزم میترسم گفت تو منو شهید کردی میترسی خودت 😅🤦‍♀️