آرشیو اردیبهشت 1405

پست‌های منتشر شده در اردیبهشت 1405

میشه اونی که میخوایم

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

من خوشحالم که همه کارامو تقریبا به ثمر نشوندم توی این چند روز …

به اون درجه ای که میخواستم دارم میرسم با تغییر رفتار هایی که ایجاد کردم و هنوز هم باید خودمو درست تر کنم !

خوشحالم دارم با ترس هام مقابله میکنم ولی خب واقعاً ی جاهایی از لحاظ مالی کم میارم خب ، میدونم درست میشه بهتر همه چی رو دست میگیرم ولی زمان زمان زمان …

نمیتونم شفاف حرف بزنم چون میدونم اینجا اشنا هم رد میشه …

نفرین شده ام من …؟!

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

امروز به مامانم میگفتم تو نمیدونی ولی من وقتی با پسرک دعوام میشه یاد ناراحتی های تو میوفتم وقتی اذیت میشدی از جانب من و ته دلت انگاری نفرین میکردی میگه ن تو اشتباه فکر میکنی اتفاقاً هیچ وقت هیچ مادری بچه اش رو از ته دل نفرین نمیکنه از سر کم طاقتیه دیگه !

یکم دلم قرص شد ولی من میدونم این زن خیلی از روزهایی که خودم و خودش بودیم و بابام فوت شد سختی کشید …

میگذرد …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

گاهی وقتا توی زندگی آدم باید یجوری عمل کنه که خودش بدونه چه خبره و نه بقیه ، کلا زرنگ باشید وگرنه شش هیچ از دنیا عقب میوفتین :))

من وقتی به این موضوع رسیدم که دو به شک بودم که راهم و هدفم درسته یا ن ولی وقتی به تراپیستم میگفتم میگفت تو داری به خودت کمک میکنی کار اشتباهی نمیکنی گاهی وقتا میبینی کمک بقیه فقط از تو خیلی چیزا رو میگیره عزت نفس،اعتماد به نفس و خیلی چیزای دیگه ولی کمک خودت در خفا ی شبه بلندت میکنه …

فقط میخوام تلاش کنم این خودمو توی باتلاق ذهن خسته ام نجات بدم …

پ ن : من نمیدونم چند نفر اینجا رو میخونند ولی واقعیتش اینه که اصلا حوصله توضیح دادن دلیل رو ندارم فقط نتیجه اتفاقات رو بیشتر تمایل دارم بنویسم چون دلیل همه نوشته هام دارکه …

اولین جلسه تراپی ۱۴۰۵

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اونی که از همه مهم تر بود تایم تراپی بود که اوکی کردم یکم این مغزم اروم شد …

یکم نه و خیلی ام اروم شد ! یاد گرفتم یکم و به خودم اومدم اونی که یادم رفته بود کیه و کجا قرار داره …

میتونم بگم مغز من رو به حرکته و داره روغن کاری میشه …

واقعاً زندگی خیلی عجیبه همیشه یکی از بیرون باید به خودت بیارتت و بگه تو مشکل نداری بخدا اونایی که کنارتن خیلی تاثیر داره و تو داری حل میشی تو اطرافیانت !

 

{ی حرف قشنگی که شنیدم ازش امشب این بود که میگفت تو خیلی تلاش کردی که حتی از لحاظ اجتماعی و فرهنگ از خانواده و محیطی که درونش بودی ام جلو تر بیوفتی پس الان اینا کسایی نیستن که بتونند تورو توی خودشون حل کنند }

 

۱۴۰۵/۲/۱۷

موتورم فعلا روشنه :D

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

پروژه خوشگلاسیون به اتمام رسید از بین این برنامه ها فقط  نتونستم باشگاه برم اونم چون خستگی چند مدت رو روی دوشم میکشیدم و نیاز به خواب داشتم و ترجیحم این بود بخوابم شنبه برم باشگاه اگه خدا قبول کنه :) {شنبه معروف}!

خداوکیلی یکم یادم رفت توی چه شرایطی هستیم یکم پرت شدم از این حال و روز …

فکرم باز شد یخورده ، قدرت رهایی پیدا کردم که تلاش کنم پرت بشم از همه چیز ! 

 

شروع کردم …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

تا اینجا خوب پیش رفت :)) 

فک کنم ادامه ام خوب باشه دیگه ، خوشگلاسیون کردن واقعاً خوبه ! همه چی رو اوکی کردم فک کنم اون رشدی که وسط حال بد ادم رخ میده برای من داره رخ میده :/

مدیریتم خوب بود ، وقتی تایم کم دارم انگار بهتر عمل میکنم :)) فردا هم بریم باشگاه ببینم چی میشه …

شاید هم ادامه دار شد دیگه ورزش و روتین زندگی دیگه …

این پسرک هم خیلی داره برای حال خوب من تلاش میکنه!

مرسی ازت خیلی پسرک 🙂‍↔️

هووف خداوکیلی خدا باید ی روزایی رو جز عمر من حساب نکنه ، چون زیادی حالم بده و خب من دوس دارم وقتی خوب شدم از اول شروع کنم مث همون بچگیا :))

دلم ی خوشگلاسیون میخواد ولی مغز و پاهام یاری نمیدن! اینم از شانس منه …

بقول مامانم اینم از نکبت منه 😁وگرنه برا این کارا خانوما با سر میرن !

خدا من میخوام توی همین چند روز که افم از کار و بار زندگی همه هدفا رو تا جای که میرسم تیک بزنم و برم جلو پس توهم یاری کن دیگه 🙂‍↔️

درکم کن !

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

از اینکه درک نمیشم بیشتر حالم بده ، دارم به معنای واقعی کلمه دیونه میشم 😢!

سردردهام به حدی حاده که وقتی درد دارم دلم میخواد جیغ بکشم بگم همگی خفه شید داره انفجار توی سرم من رخ میده ، خداوکیلی دارم از این همه حجم فشار میپوکم ! 

دلم برای حال خوبم تنگ شده …

چرا شرکت کوفتی راه نمیوفته خب من دارم میپوکم که !

باشی انگاری که نیستی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

تا الان پیش اومده رفتار آدما بی دلیل باهاتون عوض بشه و بعد طرف بگه نه اصلا اینطور نیست :)؟!

پ ن: دلم میخواد به اینجور ادما بگم عزیزم من دو گوش نیستما :/ من میدونم چه خبره فقط به روت نمیارم همین .

 

خیلی حال معلقی ام ، ی چیزی بین خوب و بد ! ولی هیچ کدوم از کفه های ترازو هم سنگین نیست …

 

قهوه ام رو بخورم سرد شد …

فکر و خیال

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

خوابیدم(دراز کشیدم ) و هعی سرچ میکنم ازمایشی که دکتر عمومی بهم گفته باید تکرار بشه و نشونه هاش چیزای خوبی نیستن ! مسخره اس ولی واقعاً دلم میخواد سالم باشم و هیچ کجا از بدنم درد نکنه و نرمال پیش بره دیگه :/

واقعاً دیگه نمیکشم که قرص بخورم برای دردهای استرسی …

ی روز معمولی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

صبح زود بیدار شدیم (من و پسر محبوبم😊یا همون رفیق پیشین) رفتم ازمایش … 

بماند که چقدر واقعاً هزینه ها سرسام رفته بالا ! واقعا حال هیچکی خوب نیست جیب هیچکی جوابگوی نیازش نیست 🥲

امروز خوش انرژی ترم و امید به اینکه روزم رو به بهترین شکل ممکن به پایان برسونم :) همینطور برای شما هم!

 

چقده خوابم میاد 🥱

از این روزها…

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

نمیتونم بگم من خوبم چون سراسر استرس هستم ولی نمیتونم بگم که بدم چون خیلی جاها مدیریت میکنم و حال خودمو خوب میکنم هرچند خیلی خسته ام از درک نشدن و هی درک کردن بقیه ، دروغ چرا گاهی وقتا هم خودخواه میشم و میگم چرا باید همه این شرایط رو من باید درک کنم چرا پسر نمیخواد درک کنه …

اینا رو بیخیال فک کنم این روزها همه دارن از وضعیت بد بودنش مینویسند پس یکم حس خوب بدیم بهم :)

امروز پاشدم ی ده دقیقه بیست دقیقه ای گریه کردم 😅بعدشم پاشدم تخت مو مرتب کردم یه قهوه و کلوچه خوردم بعدتر ماسک گذاشتم صورتم (ماسک قهوه و روغن زیتون ) یکم پوستم شاداب شد موهامو مرتب کردم یکم به خودم رسیدم به سینکمم رسیدم خونه رو توی حالت مرتب گذاشتم و همه چیز سر جای خودش …

گاهی ام پیش میاد زندگی اونجوری که تو میخوای پیش نره خب ببینم کی زورش بیشتر باشه ولی از من میشنوید بجنگید تا ی زندگی رو به بهترین حالت خودش دربیارید 🌱

اینجا کجاست و من کجام :دی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

هنوز پرتم از قضیه حس میکنم کلید خونه ای رو گرفتم که حتی صاحب اصلیش هم نمیشناسم ، حتی توی اون محله کلی رفیق و دوست اشنا هم میبینم نمیشناسمشون :دی

 

حس اون پسره تو پنجمین خورشید رو دارم خداوکیلی :دی