برچسب (ورزش)

پست‌های مرتبط با برچسب (ورزش)

سحرخیز باش تا …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

ساعت ۴ خوابیدم ! ولی چون باید هوشمندانه عمل میکردم خودکار ساعت ۸ بیدار شدم ، ی دوش گرفتم صبحانه خوردم و پاشدم پوشیدم اومدم باشگاه !

برای امروز از خودم راضی ام ، تو چی ؟!

ادمی باید کوچولو کوچولو بره جلو ولی بره ، مامان بزرگم همیشه میگف همین قطره قطره هاست که یهو میبینی دریا شده 😉

 

در باب این دو روز ✔️

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

چرا یکی دو روز که نمینویسم یادم میره مدل و سبک نوشتن خودمو 🥲

ولی اون اتفاق خوبه تا۸۰درصدش کامل شده و همچنان نمیشه ازش حرف زد چون هنوز کامل نشده …

دیروز عمل مامان کنسل شد و برگشتن !

شرکت بن کتاب و نوشت افزار رو شارژ کرد ، از ایران کتاب برای خودم سه تا کتاب و برای برادرزاده پسرک و برادرزاده خودم یسری وسایل مدرسه خریدم ! بر اساس تجربه آزیتا امیدوارم خریدم رو کنسل نکنه ایران کتاب عزیز…

با ورودم به خونه ی خودم ورزش و سبک زندگی سالم رفت به انگشت وسط 😁 ولی امروز به پسرک گفتم فقط فقط فقط امروز شاهانه غذا پختم از فردا رژیمی و کم ! میگه یعنی تو میتونی گفتم من اره من ترسم شکم توهه میخنده میگه شکم منم یاری میکنه اینجوریا نبینش 😅

خداوکیلی ورزش بیشترین تاثیر رو روی خلق و خوی من گذاشته بود پس کنسلش نمیکنم 😊!

 

دیروز لباسایی که خریده بودم رو یکی یکی پوشیدم و اومدم بهش نشون دادم ، بهم میگه این یکی رو فقط برا خودم بپوش میگم چرا خب میگه حتی جلوی مامانم و حتی دوست و رفیق هم نپوش میگم چرا میگه خب من دوست ندارم با این لباس واقعاً به چشم میای و خیلی خوشگل تر میشی منم ی نمه اشوه اومدم و اخرشم گفتم چشم 😅!

اینقدر چشمش به این لباس بود که دیروز عصر رفته بودم سرویس دیدم هیچ صدایی نمیاد صداش زدم دیدم جواب نمیده از تو اتاق خودمون صدا میومد رفتم دیدم لباسی که خوشش میاد ازش رو پوشیده و شالم رو کرده سرش و داره خودشو دید میزنه و دامن کلوش لباسه رو میچرخونه 😆

ازش عکس گرفتم به طور نامحسوس میخنده میگه خیلی خوشم میاد ازش ولی نمیتونم بپوشمش بیرون ، میگم مرد من تورو بزرگ کنم ۲ هیچ جلو میوفتم بچه میخوام چیکار 😁 ساعتها میخندیم به کارهاش …

در حال حاضر برق رفته و ۴۰ دقیقه دیگه برق میاد 😐

این قضیه بی برقی سال ها بعد میشه ی تروما که ای کاش برگردیم به این روزها که فقط یساعت برق نداشتیم و الان فقط یساعت برق داریم 🥲😐

امروز دیر رفتم باشگاه ولی رفتم و تا اخرین تایم زیر بار تمرین ها سر خم نکردم ، یکی از خانم ها ی پسر فسقلی ۳/۵ ساله داشت ! بچه ها سر به سرش میذاشتن دست اخری گفت باشه منم میرم به بابام میگم شما چیکارا میکنید😆فسقل کسی کار خاصی نکرده اخه !

مامانه هرکاری میکرد که این پسر رو قانع کنه نشد که نشد آخر سر مامانِ وسایل جمع کرد و رفت 😅!

مامانه میگفت هرچی میبینه میره میگه منو واقعاً با این کار اذیت میکنه 😐 اینا که بچه نیستن،بچه ولی در اصل بگو هیولا…

 

خسته ام ولی خستگیمو با انرژیفیکس و منیزیم بعد از باشگاه رفع و رجوع کردم …

بدنم خسته اس ولی نه اونقدری که لهم کنه و از کار بندازتم !

امروز هم ۶ صبح بیدار شدم و یساعتی بیشتر رو توی تخت گذروندم و با خودم کلنجار رفتم البته ی دلیل داشت اونم این بود که پیام یکی از مربی های کلاس رو دیده بودم که نوشته بود فعلا اموزش کنسله ، با خودم با اون با همه سر جنگ داشتم خلاصه تا اینکه آخرش با خودم به صلح رسیدم که دختر اون نشد اینو که حالت باهاش خوبه چرا نشه ، وقتی رفتم باشگاه واقعاً یادم رفت موضوع کنسلی کلاس رو!

 

خلاصه امروز برنامه ام یکم سنگین بود ولی ارزشش رو داشت 😎! 

پ ن : اگه روزهای اول میرین باشگاه برای گرفتی و درد عضلاتتون حتماً منیزنیم مصرف کنید چون واقعاً دردش مزخرفه …

طلسم شکست 🙂‍↔️

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

من اولین حرکت رو زدم ۳۰ دقیقه پیاده روی ،اونم توی گرمای ۴۸ درجه جنوب 😁شوخیه نه دادا جدیه …

بهش میگم من فردا صبح میام باشگاه میگه تو ماه هاست منو گول میزنی که میخوام بیام هربارم یچیزی رو بهانه میکنی گفتم اگه ندیدی من فردا صبح زودتر از تو توی باشگاه هستم میخنده میگه خدا بخواد 😄

مثلا ی دوست پایه داشته باشی که هواتو داشته باشه و هی کمک کنه روحت جلا پیدا میکنه …

دوست پیدا کنید اونم دوستای خوب همونایی که وقتی حالتون خوب نیست زنگ میزنن میگن پاشو بریم بیرون 😉

هر دلی …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اومدیم پیش مامانم ، بهش میگم مامان به چی فکر میکنی که اینقدر داری داغون میشی میگه من به فکر توهم میگم نباش لطفاً من بالغم و میدونم کار درست چیه و قطعا هیچ دستی بالاتر از دست خدا نیست …

دلم میخواد حالش رو خوب کنم این روزا که هستم پیشش ، هم حال اونو هم حال خودمو !

هرچند نمیبخشم باعث و بانی تمام این اتفاقات رو …

خلاصه اینکه پسرک و داداشم و دوستش باهم راهی محل کار شدن و من ی هفته مال خودمم !

خیلی دلم کلاس یوگا رو میخواد ، کاش برگزار بشه 🙂‍↔️

پ ن : راستش اینقدر دور خودمو خلوت کردت کردم که تا چند مدت دیگه حتی با ادم هایی که در ارتباطم سر جمع به انگشت های ی دستم هم نمیرسه ! ناراحت نیستم اتفاقا خوشحالم از این بابت تنهام ولی اذیت نیستم ، تنهام ولی حرف مفت نمیشنوم …

اینقدر رو خودم کار کردم که رفتن ادما ناراحتم نمیکنه و خوشحال ترم میکنه …

Gym🏃🏼‍♀️

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

دیشب با ملاتونین خوابیدم و خودمو متقاعد کردم بسته فکر فکر بخواب ، به پسرک و دوستمم سپرده بودم که منو صبح زود بیدار کنید و تمام تلاشتون رو بذارید ،این بین از ساعت۶ که پسرک رسیده بود شرکت زنگ میزد یسرم دوستم زنگ میزد هیچ کدوم تا ساعت۸/۳۰ دست از سرم نکشیدن که بیدار شدم و با سرعت نور اماده شدم ی قهوه خوردم و راهی باشگاه شدیم اخرش:دی

سبکم خوبم ، تلاش میکنم دیگه بیشتر خوده عزیزمو ببینم ♥️میدونم که موفق میشم …

امروزم ی روز مفید بود بنظر خودم ، روزی که ادم با حال خوب خودش حال یکی دیگه ام خوب کنه اون روز مفیده و انرژی خوب همینجوری در جریانه …

پ ن : از قضا ریمیکس اهنگ های امید پخش میشد و من دل میدادم ورزش میکردم اره اره خدا یبارم خواست حال منو خوب کنه 😁

یوگا و ورزش

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

چقدر یوگا حالم رو خوب کرده بود خدایی، چقدر دلم میخواد با یچه ها برم کمپینگ دو روزه شب لب ساحل وای چقدر ادم حالش خوب میشه خب :)) اگه پسرک رفت سرکار شاید برنامه چیدم با خانم داداش رفتیم البته اگه بیاد اگه نیومدم شرایطش رو داشتم میرم میدونم حالمو خوب میکنه …

این ماه باید حسابی شکوفایی کنم 😅 

ترسها و نشدن ها رو بذارم کنار و حسابی زوم کنم روی اتفاقات خوب و شدن …

دلم میخواد ورزش کنم که وقتی برگشتم از عمق وجودم احساس سبکی کنم :)) 

یعنی میشه؟

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

عملا مغزم ی خواب بدون استرس و اضطراب رو دلش میخواد واقعاً ولی ی بغض عجیبی تو گلومه نمیتونم قورتش بدم و حس خفگی میده بهم …

دلم ی روتین قشنگ میخواد ، ی روتین که ته شب از خودم راضی باشم و بگم دست مریزاد دختر خوب پیش رفتی :))

میدونم که میشه و این ماه ها هم ماهای سخت من هم روزای سخت این مدلی هست …

من ی قرص دائمی دارم به اسم “ورزش و یوگا” کلا رها کنم تموم میشم کم کم ، الانم در تکاپوی اینم خودمو برسونم به ورزش …

یکم دارم از اون دختر نازنازوی ناراحت به ی دختر پخته قوی تبدیل میشم که خیلی دزدکی دست خودمو گرفتم و فراری دادم …

 

موتورم فعلا روشنه :D

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

پروژه خوشگلاسیون به اتمام رسید از بین این برنامه ها فقط  نتونستم باشگاه برم اونم چون خستگی چند مدت رو روی دوشم میکشیدم و نیاز به خواب داشتم و ترجیحم این بود بخوابم شنبه برم باشگاه اگه خدا قبول کنه :) {شنبه معروف}!

خداوکیلی یکم یادم رفت توی چه شرایطی هستیم یکم پرت شدم از این حال و روز …

فکرم باز شد یخورده ، قدرت رهایی پیدا کردم که تلاش کنم پرت بشم از همه چیز ! 

 

شروع کردم …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

تا اینجا خوب پیش رفت :)) 

فک کنم ادامه ام خوب باشه دیگه ، خوشگلاسیون کردن واقعاً خوبه ! همه چی رو اوکی کردم فک کنم اون رشدی که وسط حال بد ادم رخ میده برای من داره رخ میده :/

مدیریتم خوب بود ، وقتی تایم کم دارم انگار بهتر عمل میکنم :)) فردا هم بریم باشگاه ببینم چی میشه …

شاید هم ادامه دار شد دیگه ورزش و روتین زندگی دیگه …

این پسرک هم خیلی داره برای حال خوب من تلاش میکنه!

مرسی ازت خیلی پسرک 🙂‍↔️