آرشیو مرداد 1405

پست‌های منتشر شده در مرداد 1405

صبح بیدار شدم دیدم خونه گرمه پسرک اومد گفت ببخشید کولر خاموش کردم شستم ، دیدم حالت خوب نیست برات جلو خونه و سرویس رو هم شستم تشکر کردم و پاشدم به جبران کارش غذای مورد علاقه اش رو پختم 🙂‍↔️!

وقتی این کارهاش رو میبینم دلم میخواد بشینم ی دل سیر برای او و خودم گریه کنم بیشتر برای او اخه مرد تو اینقدر قلبت مهربونه که خانواده ات ازت سواستفاده میکنند و نمیتونی بگی تو زندگی من دخالت نکنید 😞

خنده دارترین و دارک ترین قسمت زندگی من اینه مادر پسرک توی خونه ی زبونی داره شش متر بزرگتر از خودش ولی وقتی میبریمش بیرون توی ی محیط احتمال گم شدنش زیاده 😐 یکی از نقشه هام براش میتونه این باشه که ی روز که خیلی اذیتم کرد ی پلن بریزم و ببرمش ی مسافرت توپ بعد توی اتوبوس بین راه که پیاده میشیم برای سرویس به راننده بگم برو فقط برووو 😆!

 

#این_حرفای_منو_جدی_نگیرید_من_در_دوران_pms_هستم🫠

این روزا اینقدر همه چیز مثل توپ فوتبال توی مغز من میپره اینور اونور که کلا تو کار سوتی دادنم ، سرم از حجم درد میخواد بترکه …

وبلاگ واتوره ، فوریه و ازیتا رو خوندک و یسری از باقی بچه ها اینقدر خندیدم که با خودم گفتم دختر انگاری واقعاً کسخول شدی 😐

عصر با پسرک رفتیم بیرون توی مسیر نتم تموم شد ، داشت قبل ترش درمورد زن داداشش حرف میزد که میگفت ی نفرت عجیبی از این زن دارم گفتم منم حسم همینه ، همین نبود طبق رفتارها همین شد …

یکم کل کل کردیم گفت چی شد سکوت کردی گفتم حرفی ندارم حرف بزنم دعوامون میشه پس الان بهترین راهکار سکوته ، گفت خب بحث عوض کن درمورد ی چیز دیگه صحبت کن گفتم من الان pms کثافتم خون از مغزم میچکه ، گفت بخدا این pms چیه که فقط ی هفته حال تو خوبه از کنار چشم نگاش کردم گفت من نوکر خانومم گفتم ی بسته فعال کن و ی چای کرک بگیر برام ! با ی چشم یکمی اروم شدم 😁

حس ی حشره ای رو دارم که توی شیشه مربایی سرش رو بستن اینقدر که تقلا کرده مخش درد میکنه …🤦‍♀️

زنیکه …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

زن تو که امروز سر جمع کارهات به یساعتم نمیرسید چرا بیشتر نخوابیدی 🤦‍♀️؟! واقعاً در عین اینکه خوابم میاد ولی خوابم نبرد…

نمیدونم کی این ادم میخواد بشینه سرجاش خدا میدونه ، اونیکه باید ادم میشد نشده هنوز مثل اینکه ولی بذار اینم عاقل میکنم با ی حرکت انتهاری 😅!

صبح زنگ زدم پسرک که ببینم کارهاش تا کی طول میکشه ، واقعا قلبم درد میکرد …

دلم میخواد خیلی از سیاست های زنانه ام استفاده کنم ولی خوابم میاد نمیتونم ادا بیام !

اه از ذوق پرواز …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

پسرک بد قیمه ها رو ریخت توی ماست ها ، مجبور شدم برم وسط و ی حرفایی رو بزنم که مامانش متوجه بشه ، شد ولی پسرک خودش برای اولین بار فهمید چه کار اشتباهی کرد بچگانه و با سادگی تمام حرفی رو زد که نباید میزد …

بعدش میگه تو چرا به من از قبل گوشزد نکردی ، مرد من نمیتونم دم به دقیقه بهت گوشزد کنم تو باید یاد بگیری که خودت مدیریت کنی همه چی رو 🤦‍♀️!

مغزم هنوز هضم نمیکنه 😐خودش به سختی خوابید !

اه از دست تو پسرک …

ولی حداقل فردا ناهار برامون بلغور گندم(للک جنوبی ها) با مرغ درست میکنه 😅با این یکم رو اتیشی که پسرش روشن کرده اب میریزم …

دارم همینجور که وسایلامو جمع میکنم به اتفاقی که ذوقش رو دارم فکر میکنم و با خودم میگم یعنی ی روز میشه که من بیامو ازش اینجا بنویسم ؟! نمیدونم شاید نوشتم شایدم بخاطر مسائل امنیتی هیچ وقت دیگه بعدش ننوشتم فقط با خودم تماما میگم خدایا راضی ام به رضات چون میدونم تو خوب میچینی سپردم تو بچینی …♥️

 

فقط امیدوارم زمانش اونقدر طولانی نباشه که ذوقم رو کور کنه !

اخ دلم لک زده برای اون مدل رقص و قری که جلو اینه میدم و هی به خودم میگم وای چه دختر خوشگلی بعدشم میخندم میگم خل شدم 😐رفت !

بیخوابی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

بدتر از بیخوابی شبانه بنظرم نیست ، تمام انرژی رو ازت میگیره و تحلیل میبرتت 🥲!

 

مثلا کاش الان دغدغه ام چیزای دیگه بود نیست چیکارش میشه کرد خب …

مودم پایینه امروز بدلیل بیخوابی که تمام انرژیم رو گرفته.

 

قرو قاطی :)

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

امشب اولین شبیه که شام نخوردم ، از عصر تا حالا فقط اب خوردم ، سر شب شکمم صدا میداد ولی حالا سیرم واقعاً !

چقدر درددل شنیدم امشب و چیزهایی شنیدم که درموردش بهشون اطلاعات داده بودم ولی گوش نکردن تا اخرش اسیب دیدن …

چی شد من اینقدر بزرگ شدم یهویی ؟! خودمم نمیخواستم بزرگ بشم ولی شدم از بچگی بزرگ بودم …

میتونم بگم بقول هوپ پست رجیمانه 😄💪🏻!

 

طلسم شکست 🙂‍↔️

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

من اولین حرکت رو زدم ۳۰ دقیقه پیاده روی ،اونم توی گرمای ۴۸ درجه جنوب 😁شوخیه نه دادا جدیه …

بهش میگم من فردا صبح میام باشگاه میگه تو ماه هاست منو گول میزنی که میخوام بیام هربارم یچیزی رو بهانه میکنی گفتم اگه ندیدی من فردا صبح زودتر از تو توی باشگاه هستم میخنده میگه خدا بخواد 😄

مثلا ی دوست پایه داشته باشی که هواتو داشته باشه و هی کمک کنه روحت جلا پیدا میکنه …

دوست پیدا کنید اونم دوستای خوب همونایی که وقتی حالتون خوب نیست زنگ میزنن میگن پاشو بریم بیرون 😉

سکه رو افتاده

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

امروز دنیا با من یکم یار تر بود مدیتیشن دیشب جواب داد😁عمه ام اومده (مجرده و سنش زیاده) همیشه روی مخ من راه میرفت در حدی که میسابوندم🫠امروز ولی اینقدر باهام یاره از نادر ترین اتفاقات دنیاست 😁نی نای نای !

اومده فاز نصیحت گرفته ولی ازش بعیده این نصیحت هاشم😁!

#عمه_مهربون_میشه😎

 

همین یساعت پیش

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

*چهار رج از شالگردن نصف و نیمه پسرک رو بافتم توی گرمای ۴۸ یاهم بیشتر جنوب ، تا شاید زمستون سردی داشتیم پسرک بدون شالگردن نمونه 😁

*به دوستم فکر میکنم به دوستی که باهم داشتیم ، به حسی که بهش داشتم به حسی که اون داشت …
دلم نمیخواست همه چی این شکلی تموم بشه ! ولی شد و واقعاً روابط بی کیفیت و تحلیل بر باید خراب بشه …

*مدیتیشن کردم ، دمنوش اسطوخودس دم کردم و خوردم و پامو با کرم جی معروف اقای جامونده چرب کردم 😁

*و دست اخری نمیدونستم چجوری خودمو متقاعد کنم فردا ورزش کنم جز اینکه برم توی کار توسعه فردی و چالش رو برم تا ۳۰ روز و اومدم به چت جی بی تی گفتم عکس از توپولی هام بهت میدم یجوری طبیعی تحویل بده و ی کاری کن انگیزه بگیرم برای لاغر شدن لامصب عجب چیزی بیرون داد 🙂‍↔️🤌🏻 هیچی دیگه گذاشتم بک گراند و زندگی رو ادامه میدم 😄

بدن پر از تشویشم داره اروم میگیره که بخوابه هرچند ساعت خوابش گذشته 🥲

عنوان ؟!

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اینقدر اعصابم خورد بود که اینقدر خوردم دارم خفه میشم 😞! گل بگیرن دهن ی مشت بی مغز رو …

میدونید من چقدر از همه طرف میخورم که کم میارم (هرچقدر ادم خودش رو درگیر نکنه ولی حرف مفت خواسته یا ناخواسته روی روانی که تقلا میکنه گذر کنه از این روزها اثر میذاره)


پ ن : میدونید اینقدر خدا به من حالی کرد و من خودمو زدم به نفهمی اخرش به طور وحشتناکی از چشمم افتاد ! اینو دارم درمورد همین ادمهای وبلاگی میگم …

ادم پوچ

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

گل بگیرن دهنی که بعد از ۴۰ الا ۵۰ سال هنوز بلد نیست درست حرف بزنه 😐!

طرف چند نفر با پول بابا ننه اش فرستادن بره خارج تحصیل کنه اومده میگه تو خودت انتخاب کردی بری با مدرک لیسانس کلفت خونه بشی اخه اشغال تو لباست نو نمیشه مجبوری از شکم کت و کول بیوفتی بچه ات برسه به ی جایی تو نمیتونی خودتو زندگیتو با زندگی ما مقایسه کنی همینی که هستیمم خیلی ها رو تو فامیل پاره کرده …

اینقدر با جسارت باهاش حرف زدم که تهش فهمید داره زیادی چرت و پرت میگه و همه مثل اون فکر نمیکنند و ما نسل همون ادمایی هستیم که تماما در تلاش هستند دهن مردم رو ببندن …

بغض کرده بودم ولی محکم وایسادم و جوابش رو دادم ولی فهمیدم ادم بیشعور بیشعوره نه به پولش ربط داره نه به اصل و نصبش نه به سواد و نصف و نیمه اش ، خیلی ادعا هم میکرد که من بعد از وطنم تهرون رو قبول دارم ( ی نقطه مشترک بین تمام ادمهایی که با پول ننه باباشون جایی رسیدن و رفتن تهران وقتی برگشتن اون الف وسط با واو عوض شد🫠براشون) !

پ ن : پی ام اس باشی و با ی گنده گـ‌ـو😴هم همکلام شی…

من همانم که …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

[نجات دهنده را هر روز صبح در ایینه ببین دوست من …]

[جهان برای زیستن کوتاه تر از آنیست که من و تو می اندیشیم 🤌🏻]

دوساعتی میشه پا شدم تمام دیشب رو خوابم نبرد نمیدونم چرا ولی بیدار بودم و فک کنم خواب مفید من همون ۴ ساعت یا ۵ ساعت بوده باشه ! 

میخوام پاشم برم دنبال کار و بارم ولی خستم بی انرژی ام 

ولی باز با خودم میگم من باید باشم و هی خودمو با اون دو جمله انگیزشی از جام بلند میکنم که ادامه بده …

از خودم برای بی برنامگی هام و سر ی موضوعاتی ناراحتم ولی دلیل نمیشه ادامه ندم …

به هرکی میرسم هیچکی حالش خوب نیست فقط ی جایی هست که حال من خوبه اونم کارگاه …

مربی همه رو به قهقه وا میداره …

روزها ساعتها به در و دیوار خیره میشم و فکر میکنم بین فکرهام مداوم به این فکر میکنم که چی شد و حسرت های گذشته میاد سراغم که من مسیرم مسیر اشتباهی نبود حتی با بی تجربگی که داشتم تک و تنها بودن هام ولی بازم عاقلانه برخورد کردم …

ولی با خودم میگم خدا هیچ وقت بد بنده هاشو نمیخواد و هیچی اتفاقی نیست و همه ی دنیا حساب کتاب شده اس !خیلی وقتها خستم ولی بلند میشم و با خودم میگم سختیش فقط همون اولشه و واقعاً سختیش همون اولش بود وقتی توی دل ماجرا قرار میگیری حتی اگه برخلاف میلت هم باشه بازم تلاش میکنی خودتو برسونی به جایی که باید باشی …

دوقلو ها

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

میدونی امروز صبح پسرک از خواب عمیق بیدارم کرد به زور چشام باز شد که بتونم حرف بزنم ، گفت داداشت استوری غمگین گذاشته چه اتفاقی افتاده گفتم نمیدونم ، ترسیده بودم نگاه کردم ازش پرسیدم ، گرفتم خوابیدم 

داداش بزرگم ی ادم بشدت احساسی و مهربونه ولی بدلیل شرایط سختی که داشتیم منو اون بعد از بابام خیلی داغون شدیم …

بعد از ساعتها پیام داد گفت ما ی دوقلو توراهی داشتیم و متاسفانه …

ساعتها غم توی دلم نشسته بود ولی میدونم داداشم داغونه الان ، من شناخت دارم ازش ولی هیچ وقت حرف نمیزنه !

امروز دست خودمو گرفتم گفتم پاشو برو خودتو نجات بده بقیه رو با انرژی مثبت میتونی درستش کنی …

رفتم و خوب خوب خوب تر شدم …

پاشو از جات

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

سالها بعد ی روز حسرت امروز رو هم میخوری ، پس چه با سختی چه با آسونی حرکت کن که بعدها نگی به خودم بد کردم …
[هیچکی نجاتت نمیده نجات دهنده رو برو توی ایینه ببینش باشه !]
 

تو رشد کن …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

وقتی تو رشد می‌کنی، استانداردهات بالا می‌ره. یاد می‌گیری چه رفتارهایی رو بپذیری و چه رفتارهایی رو نه. افرادی که دوست دارن تو همون نسخه‌ی قدیمی، مطیع یا ضعیف‌ترِ خودت بمونی، معمولاً با نسخه‌ی جدید و مستقل تو مشکل پیدا می‌کنن، چون دیگه نمی‌تونن مثل قبل روت کنترل داشته باشن یا نفع ببرن. پس ترک کردن یا فاصله گرفتن از این فضاها، نشونه‌ی بی‌معرفتی نیست، نشونه‌ی شفقت و مهربونی به خودت و سلامت روانه…

حال خوب

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

امروز رفتم برا خودم ی خرید جزئی کردم و حال خودمو خوب کردم !

بعد از ظهر هم مامانی رو ببرم دکتر و جور بشه خودمم برم دکتر و ی هدف دیگه رو تیک بزنم …

 

سیاست داشته باش

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

بنظر من ی زن باید بلد باشه خوب خرید کنه ، باید بلد باشه  زندگی رو قشنگ هندل کنه و کار رو خوب دربیاره و از سیاست هاش خوب استفاده کنه وگرنه همه چی تمومه دیگه …

اخلاق خوب ، بهتر میتونه سیاست های زنونه رو پوشش بده و خدایی برکت بیشتری ام میندازه وسط زندگی ادمها 😉

پ ن : میدونی یبار توی دنیا توسط ی مرد ناشناس شنیده شدم هیچ وقت این لحظه رو یادم نمیره ، مرسی ازت تا ابد !

پ ن : ی زن موفق منو شنید و بهترین راهکارها رو بهم داد حتی بهترین اتفاقات رو برام رقم زد ! مدیون اینم هستم 😉

پ ن : میدونی همه بهترین راه رو بلدن و میتونند همه چی رو تموم کنند و تو عزیزم بشی ، ولی اونی کار رو قشنگ در میاره که نذاره چیزی خراب بشه و همه چی روی مهره های اون دور بخوره …