توکا🌱

در جستجوی زندگی و آرامش

زندگی اقماری

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

صبح بیدار شدم با ی درد بدی توی کمرم ، اینقدر خوابم میاد اینقدر کمبود خواب دارم ، امدیم امروز پیش مامانم و از امروز دختر خونه ی مامانم ! مامانی که اصلا حرفای منو گوش نمیده 🥲😁!تا نیستم زنگ میزنه میگه بیا الان که اومدم حرفامو گوش نمیکنه 😅!

وقتشه پلن بریزم که برم انجام بدم و این ی هفته رو دست خالی نگذرونم :)

امید که هفته خوبی داشته باشیم 😍

نی نی ( برادر زاده ام ) امروز میرن با باباشون سرکار ، بچه که بود بهم میگفت من نی نی ام منو اذیت نکن ما تا الان که ۳ سالشم هست بهش میگیم نی نی😁

این روزا تایم بیشتری مینویسم🥱

خواب

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

خوابم میاد ولی خوابم نمیبره ، قهوه ای که سر ظهر خوردم بیرون یجوری مغز منو بیدار نگه داشته و زیر چشام داربست زده شک ندارم یچیزی توش بود …

هم خوابم میاد هم نمیاد !

صبح پاشدم اهنگ امید رو گذاشتم ی قر ریزی ام به خودم دادم کشون کشون رفتم تا سرویس بهداشتی ی ابی به صورت زدم ، پسرک اومد گفت خانم چیو فریاد فریاد اینو دیگه نذارش لطفاً گفتم من اهنگ های امید رو دوست دارم ! گفت بخدا این خودشم حالش دیگه از اهنگ هاش بهم میخوره :)) 

گفت ناهار چی داریم گفتم نمیدونم هرچی دوست داری برات درست کنم ، نگاهی بهم کرد گفت دلت میخواد چی بگی ، گفتم جمعه باید پاشی بری مهمونی گفت میخوای بگم مامانم غذا برامون درست کنه ، گفتم نه خواهش و تمنا میکنم :/ خندید گفت ناهار بیرون دعوتت کنم ؟! بهش گفتم دوست دارم ولی اگه خودت موافق باشی نکه فقط خواسته من باشه گفت بخدا برنامه چیده بودم بریم دیروز شیراز تا امروز که قبل از اینکه برم سرکار تو یکم حالت اوکی بشه ولی نشد گفتم خب حالا ببرم شیراز ی ناهار دوتایی تا عصرم برگردیم خندید گفت دیر نیست گفتم نه نیست …

فلذا ما ۱۰ صبح رفتیم ۸ شبم رسیدیم خونه :) 

سفر خوبی بود دوتایی بی شیله و پیله … 

از این سفر یهویی ها از خدا زیاد میخوام خیلیییی زیاد 🤗

پیتزا

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

عصری که داشتم توی وبلاگ های بروز شده بلاگیکس گشت و گذار میکردم رسیدم به وبلاگ هستی :) هستی و خواهراش پیتزا درست کرده بودن ، دلم خواست به پسرک پیشنهاد دادم نه نگفت رفتیم خرید کردیم اومدیم ی دونه نون داشتیم برشش زدیم که توی سرخ کن بره و درستش کردیم …

خیلی ام خوشمزه بود مرسی ازت هستی جان که مارو ترغیب کردی با پست های خوشمزه ات:دی

 

 شکل خوبی نداشت ولی طمع معرکه ای داشت 🤩!

خسته بودم و خوابم میومد ، یساعتی خوابیدم پاشدم و دیگه نخوابیدم پاشدم قهوه درست کردم و خوردم :) پسرک بیدار شده میگه خیلی هوای خودتو داریا 😅میگم اره خوده عزیزم خیلی عزیزه…

من و لباس کیتی معروفم :دی 

و در حال حاضر دارم فیلم بدنام رو میبینم از ماهواره …

دلم میخواست میرفتیم خونه مامانم دلم واقعا برا برادرزاده هام تنگ شده ، پسرک باید پروژه خونه مادرش رو به اتمام برسونه …

پنجشنبه :)

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

دیشب تا دیروقت بیدار بودم عمیقاً دلم خواب میخواد ، دیشب توافق کرده بودیم امروز حاضری بخوریم ولی خب قرار بود پاشم رسیدگی کنم به خونه :) ساعت ۷ بیدار شده میگه پاشو پاشو نه شده …

خوابم میاد 🥱

دیشب یکم کتاب خوندم خدایی سرحال تر شدم ولی خب سر ی موضوع بهم ریخته بودم مغزم کشش نداشت بهش فکر کنم حتی …

کتاب خوبیه توصیه میکنم بخونیدش !

پ ن : عکس اضافه میشود :)

روتین زندگی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

میدونی دل من مث ی ظرف میمونه که اینا هربار با کاراشون هی پر و پرترش میکنند تا اینکه سرریز میشه یهویی …

دارم به اون درجه ای میرسم که دیگه خیلی برام مهم نیستن و هرجا نیاز باشه جوابشون میدم …

اینم شده ی موضوع مسخره برای هر روز نوشتن من چون چیز جذابی توی زندگی ندارم فعلا که درموردش حرف بزنم جز گند هایی که خانواده پسرک میزنند و تهشم میگن اینکه چیزی نیست …

امروز خوراک لوبیا با برنج ‌پختم یکم خورده کاری انجام دادم ، نرسیدم خونه رو جارو بکشم خیلی کار دارم ولی واقعیت اینکه مغزم داره فلج میشه سرعت عمل ندارم اعصابم قاطیه پر از خشمم یهو وسط کار یجوری چاقو میزنم تو تخته که پسرک وقتی میبنه میگه دستت که نبریدی میگم هنوز نه سالمه …

خدای من میدونم این روزا هم جبران میشه مثل خیلی روزایی که فک نمیکردم بشه و شد و الان صبری که دارم برای جوابایی که از  قبل گرفتم ولی هرچی که هست زودتر جواب بده  …

میدونی من به اونجام رسیدم که نمیتونم از این آدمها بگذرم دیگه و خدا میدونه که من نمیبخشمشون و دوست دارم نتیجه کارشون رو ببینند !

چاشنی عصرها …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

میدونی از اینکه دیگه مث قبل احترام نمیذارم براشون سخته ، خب باشه مهم نیست …

کلا در مقابل کسی که بهم احترام نمیذاره دیگه کاری نمیکنم و واقعیت اینه که اصلا حوصله اینو ندارم حال کسی رو خوب کنم همین :)

حوصله ام سر رفته ولی حوصله کتاب خوندن ندارم ، شام امشب مونم که اماده اس ، مونده لباسا رو جا بدم تو کشو ولی بازم حسش نیست …

الان فقط ی چای میچسبه که این خستگی رو بشوره ببره ، که اونم گرمه …

اه الان فقط میچسبه پسرک بگه بپوش بریم شیراز فقط همین منو خنک میکنه 🥲😁!

با اینکه بهترین و قشنگ ترین فصل سال گذشته از گرماش تابستونه ولی خب من دوس دارم ی پرش داشته باشیم به زمستون …

 

خانواده ایرونی

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

میدونید نوشتن اول صبحی اینجا و قهوه خوردن حسابی موتور منو شارژ میکنه ، ولی خب بعضی وقتا بعضی نظرات انرژی ادمو میگیره مخصوصاً توی گفتمان ! طرف ی راه ارتباطی میذاره نکه وارد بشی و راحت بگی پارتنر لازمم😑!

دیشب شام الویه بود برا بقیه ام ساندویچ گرفتم فرستادم با این وجود که اعصابم خورد بودحالم بد بود! 

دیشب پسرک وقتی حال بد منو دید با تمام خستگی داشت میگفت بخدا منم اگه راه فرار داشتم فرار میکردم منم خسته تر از توهم ولی چیکار کنم مجبورم اینا رو تحمل کنم ، گفتم اینا یکی از یکی بدترن من از دست کدوم بنالم گاهی خودت که اذیت میکنی من دیگه میبرم بخدا این اندازه اذیتم ادمو به فکر خودکشی میندازه …

یهو بغض کرد گفت تو خودت شاید با این حرفا اروم بشی ولی اگه تو نباشی من چیکار کنم ! یکمی ته قلبم امیدوارتر شدم …

ولی خب واقعا چرا اینقدر ی خانواده میتونند بدباشن!

از بیس این خانواده میشه فهمید چه خبره ولی پسرک ی سرو گردن از همشون بالاتره ، از قبل از ازدواج مون تا حالا همیشه از فراری بودنش از دست اینا حرف میزد ولی مگه میشه ادم خانواده اش رو بندازه دور ؟!

واقعیت ماجرا اینه همه خانواده های ایرونی مشکل دارن به خیلی از دلایل حتی خانواده خودم ! ولی من روز اولم با پسرک حرف زدم که منو تو بریم تراپی و خودمونو درست کنیم و تلاش کنیم از این محیط ها دور بشیم بعدشم به احترام کم و بیش سر میزنیم نیازشونم در حد توانت بر طرف کن ولی این اون نشد که طی کرده بودیم و هردو توی اتیش روشن شده داریم مثل اینکه میسوزیم 😢!

 

یوگا و ورزش

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

چقدر یوگا حالم رو خوب کرده بود خدایی، چقدر دلم میخواد با یچه ها برم کمپینگ دو روزه شب لب ساحل وای چقدر ادم حالش خوب میشه خب :)) اگه پسرک رفت سرکار شاید برنامه چیدم با خانم داداش رفتیم البته اگه بیاد اگه نیومدم شرایطش رو داشتم میرم میدونم حالمو خوب میکنه …

این ماه باید حسابی شکوفایی کنم 😅 

ترسها و نشدن ها رو بذارم کنار و حسابی زوم کنم روی اتفاقات خوب و شدن …

دلم میخواد ورزش کنم که وقتی برگشتم از عمق وجودم احساس سبکی کنم :)) 

دیروز رفتم دکتر هردو بازم مثل همیشه میگفتن خانوم استرست رو بیار پایین :) منم خندم میگرفت خب زندگی من سراسر استرسه چی رو ازش دور کنم !

میدونی تراپیست هم اینو بهم میگفت که تو واقعاً خیلی موفق واقع شدی با برخورد با یسری ادم سمی و داغون ! پس یجوری همه چیز رو ببر جلو که دیگه هر اتفاقی هم افتاد تو مقصرش نباشی ! خسته هستم داغون هستم از لحاظ روحی روانی ولی میدونم که میتونم موفق واقع بشم و زندگیمونو درستش کنم فقط یکم زمان بیشتر میخواد 

من اینقدر همه چیز رو لب مرز کشیدم بالا که الان اینجام !

شاید همه از مردهاشون ناامید باشن ولی من امید دارم چون این پسرک بهتر حالا متوجه همه چیز میشه ، من کلا دوست ندارم مرد رو از خانواده اش بگیرم یا بلعکس خب منم خانواده ام رو دوست دارم ولی من تا الان اجازه ندادم خانوادم دخالت کنند …

من درستش میکنم با هیچ خوکی ام نمیجنگم ولی زمینشون میزنم 😎

پ ن : راستی امروز دال عدس داریم 😅و اخرین باری هست که توی تابستون درستش میکنیم طبع این غذا گرمه و اخرین پختش امروزه توی خونه ی ما 😁

زندگی و داستانهاش :|

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اعصابم خورده ، زورم میاد من با تمام سختی زندگیمو جمع میکنم ولی یکی هی بهش نوک میزنه و ازش میخوره بعد از اونورم هرچی کار میکنه میده طلا برا خانومش و شکم بچه اش ! 

بعد من باید از شکم و زار و زندگی بزنم تا بتونم یکم پلن زندگیمو ببرم جلو البته اگه این افراد موزی سایشون از زندگیمون کم بشه😑

خیلی قاطی ام خیلی اعصابم خورده خیلی دلم میخواد با پسرک حرف بزنم ولی اخه چند بار چند بار ؟ وقتی طرف هدفش تلخ کردنه زندگی منه چیکار کنم 

بخدا بعضی وقتا با کارا خانواده اش دلم میخواد برم درخواست جدایی بدم ولی یادم میاد که منو پسرک مثل چی برای این زندگی زجر کشیدیم چه روزایی از پول تو جیبی هام برای خرید خونمون تلاش کردم مامانم ملکش رو فروخت تمام جهاز منو خرید تا این مرد اینقدر بهش فشار نیاد ، پسرک زور زد بهترین عروسی رو برام بگیره با پولی که داشت طلا خرید هرچیزی که توانش رسید نه نگفت ولی واقعا خانواده اش اذیت میکنن ! من شب روز از خدا میخوام این مرد به عقل بیاد ببینه اینا دارن هرجور دستشون میرسه از زندگی ما سو استفاده میکنن ، بماند که واقعا زندگی من خار شده تو چشم همه ولی بخدا از درون ما داغونیم بخدا من نمیدونم ما دوتا چجوری دوام اوردیم بماند که به گوشمم میرسه چه حرفایی پشت سرم میزنن و چکارایی برای جدایی ما دو نفر نمیکنند ولی واقعا با تمام توان دوام اوردم 🥲

امید دارم زندگیمون از اینجا بره فقط امیدوارم اون اتفاقی که قراره بیوفته زودتر بیوفته من دارم کم میارم قرص لازمم 😞

آهنگ خوب گوش بدید :)

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

برید اهنگ های امید رو دانلود کنید با کیفیت ۳۲۰ :) و گوش بدید خدایی اهنگ هاش ادمو سرحال میاره :/

چیه این جدیدا همشون دارن از جدایی و نرسیدن میگن بابا،طرفداری این اهنگ جدیدا هنوز سیبیل در نیاوردنا :دی

امید و معین فقط ! بعضی وقتا هم خواننده های زن هم جوابه …

بوی عرق …

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

وبلاگ همسایه از بوی عرق سگی گفته بود 😅ماهم که فصل تابستونمون از همون اواخر زمستون شروع میشه:/

من کلا توی این مسائل یکم درک میکنم چون میدونم مسائل هورمونی هم بی دخیل نیست ولی خب واقعاً بعضی ها حموم رفتن براشون ی کار سخت محسوب میشه و اصلا به این مسئله بو فکر نمیکنند و تا خودشون حس نکنند که نیاز به حموم دارن حموم (حمام)نمیرن !😑

چند روز پیش همینجوری با پسرک زدیم بیرون طرفای ۴ ظهر بود من پشت فرمون بودم ی خانومی رو دیدیم که از قضا آشنا بود دنده عقب گرفتم که برسونمش ، سوار شد پسرک میگفت گاز بده گفتم خب کافیه پسرک هی باز میگفت گاز بده سرعتم توی جاده به این باریکی و پر پیچ شده بود ۱۰۰ تا من مث چی میترسیدم و از ی طرفم داشتم جلو زنه جانب داری میکردم که دعوامون نشه زنه که پیاده شد پسرک میگفت حرکت کن برو که این پشیمون نشه برگرده گفتم خب چرا گفت دارم خفه میشم تندی ادکلن خالی کرد تو ماشین گفتم نگو مرد خدا قهرش میاد😅گفت تورو خدا نگو قهرش میاد که من الان حس میکنم از بوی گنده این زنه داره سرم گیج میاد 😅

کلا سر بو با خیلی ها مشکل و همین باعث شده وقتی میریم بیرون قبلش حموم میریم بعدش مام مخصوص میزنیم و بعدترش ادکلن رو خالی میکنیم تو خودمون که بسیار پیش اومده وقتی برمیگردم خونه از اشناهای نزدیک زنگ میزنن میگن بوی ادکلنت رو مبل ما مونده خیلی بوش خوبه 😅من که چیزی نمیگم ولی با اون مقداری که ما میزنیم اگه نمونه باید پولمو بریزم اشغالی تازه ما با این شرایط مالی در حال حاضر محدود خرید میکنیم ولی خب اینو حذفش نمیکنیم 😅

و ی نکته مهم بهتون بگم :) ادویه های غذاها خیلی تاثیر داره توی بوی عرق من خودم به شخصه از یسری ادویه های سرخ کردنی برای ماهی و میگو استفاده میکنم واقعاً تا چند روز هرچند بارم که حموم کنیم باز بو میدیم 🥲

عروسی 💃🏼

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اومدیم عروسی تا اینجا میشه بگم خوب بود بد نبود :) ما در حال تماشا هستیم چون مهمون های درجه چندمیم 😎!

تا اینجای عروسی با خانواده پسرک بخیر گذشته امیدوارم بقیه اش هم خوب پیش بره 😅

من گرسنمه کاش زودی شام بدن بخوریم بریم :دی

من عروسی این چنینی فقط شامش رو دوست دارم بخدا و اینکه ساعتها جلو اینه سرخ و سفیداب کنم و برم عروسی 😅

هشتگ رسیدگی 🥰

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

ظرفامو جا دادم ، دستگاه رو روشن کردم ی قهوه زدم :) بعدشم دفترمو و خودکار اوردم یکم نوشتم تا آروم بشم ، پاشدم ی ماسک عسل طبیعی و گلاب گذاشتم رو صورتم یکم آرومم :))

 از درون در حال فروپاشی بودم امروز موقع اشپزی دستم در رفت نصف بیشتر فلفلای توی جا ادویه رو ریختم تو غذا الان من ی عدد اتشینم برای حمله و دعوا 😆!

کم کم به خودم برسم و خونه رو سرو سامون بدم لباسامونو جا بدم بعدشم پاشم برم ی دوش بگیرم و اماده باشم برای شب :) بریم عروسی امیدوارم که خوشبگذره …

واقعاً رسیدگی به خودم حالمو خوب میکنه ، شایدم برای همه خانما همین باشه ولی واقعاً حال من خوب میشه با رسیدگی …

کلا تمیزی خونه و زندگی و خودم خیلی حالمو خوب میکنه :) اینم وسواسی بود که پسرک اینقدر با زوم های الکی به خونمون ایجاد کرد درون من :|

آدینه 🌱

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

هنوز آروم نشدم :| فقط خدایا خودت کمک کن …

اصلا ولش کنید کمتر درمورد انرژی منفی بقیه حرف بزنیم بهتره :)

امروز جمعه بود نمیدونستم چی درست کنم اخرش به این نتیجه رسیدم قاطی پلو میگو درست کنم :) خوبه ما جنوبی ها ماهی و میگو هم جز منو غذاییمون داریم ، شماها که ندارینش غذای جایگزین منطقه خودتون چیه که میپزید ؟!

هرکدومتون غذاهای مورد علاقه خودتون رو بگید تا اینجوری منوی غذایی دستتون بیاد هم مشارکت کنیم چی درست کنیم تو روزای آتی :)

من از غذاهای غیر استانیمون فسنجون جز منو غذایی مون هست :) دیگه باقی چیزا رو امتحان نکردیم …

امروز که جمعه بود چیکارا کردید ؟!

ایل و تبار :|

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

پاشدم اومدم اصلاح کنم ابروهامو ، اعصابم هنوز قاطیه دلم میخواد ی چن روز خانواده اش رو نبینم تا اروم بگیرم !

حالا فک کن هر دمبه دقیقه هم میبینیشون و قراره فرداشبم باهاشون بری عروسی :|
اه فک کردن بهش هم سرمو درد میاره ، میدونی بعضی وقتا ادما باید توی موقعیتت قرار بگیرن تا متوجه بشن داری چی رو تحمل میکنی 🥲!

حالا ببینم کی بنشونمشون سر جاشون خدا داند …

 

روایت دیروز و امروز

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

حالم اصلا نرمال نیست ، حس خفگی دارم و نمیتونم هیچکی رو تحمل کنم !

دلم میخواست دیشب ی کتک مفصل میخوابوندم تو گوش دختر جاری دخترک بی ادب واقعاً با اینا بیرون رفتن مساوی با خط کشیدن رو اعصاب و روح و روان خودمه :|
الهی دهنت سرویس شه همینطور که دهن ما رو سرویس میکنی …

از دیشب قاطی ام و سردرد دارم هنوز هم با تمام بی میلی بلند میشم کارهامو میکنم !

خیلی خسته ام خب …

دلم برای کتاب خوندن و فیلم دیدن و بافتنی و کلاس های ثبت شده تنگ شده خدایش ولی نمیرسم اینقدر که من خسته و کم خوابی دارم حس مفید بودن نمیکنم ! درستش میکنم ولی خب باز باید یکم برای خودم زمان بذارم …

من باید دست خودمو بگیرم و محکم بایستم …

امروزمان:)

توکا🌱 توکا🌱 · توکا🌱 ·

اعصابم قاطیه با ی حال بد از خواب بیدار شدم و سرم داشت از درد میترکید :) ناهار نامعلوم :/ و معلوم !

ی کاری برا دوستم قرار بود انجام بدم هرکاریش میکنم نمیدونم چرا نمیشه خب :/ خیریتش چیه نمیدونم ولی کاش بشه این زن به کمک من واقعاً نیاز داره …

تمام دیشب توی دورهمی پسرک داشت به خانواده اش میگفت من میدونم خانومم با حلیم و قهوه خوشحال میشه وقتی ام حالش بده با این دوتا ارومش میکنم 🥲!

میخواستم بگم بقیه گند میزنند تو میخوای درستش کنی ولی همه اش مسکنه اثراتش هم تایم محدودی داره …

پاشم قورمه سبزیم رو درست کنم که مثل اینکه فایده نداره :) مثل همیشه خوابم میاد خواب …